اندیشه

تعامل رسول الله با انسان های نادان

رسول الله وجهل جاهلان
خداوند متعال پیامبران خود را برای هدایت وراهنمایی مردم مبعوث کرده، وآنها را ازراههایی که دشمنانشان در برخورد با آنها در پیش می گیرند باخبرنموده است که از جملة این راهها استهزاء به آنها میباشد پروردگار متعال می فرماید ولقد استهزئ برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا ثم أخذتهم فكيف كان عقاب رعد/32.ترجمه:(ای پیامبر اگر کافران تو وآیین تو را استهزاء میکنندغمگین مباش که)بیگمان پیغمبرانی پیش از تواستهزاء شده اندومن کافران(استهزاء کننده)را مدتی مهلت داده ام وسپس ایشان را گرفتار(قهروعذاب شدید خود)ساخته ام. در جای دیگری می فرماید ولقد استهزئ برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزئون انبیاء/41. ترجمه:(ای پیامبر این تنها تو نیستی که از سوی کفار مورد استهزاء قرار می گیری بلکه) پیغمبران بزرگواری پیش از تومورد تمسخر قرار گرفته اند وسرانجام عذابی که مسخره کنندگان بازیچه وشوخی میدانسته اند، ایشان را فرا گرفته ودامنگیرشان گشته است. پس این[استهزاء] راهی مداوم وپیوسته از سوی دشمنان خدا در تعامل با پیامبران بوده ومی باشد.درمقابل خداوند متعال در تعامل با بدکاران بهترین منهج وراه راتقدیم ما کرده آنجاکه می فرماید: وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ نیکی وبدی یکسان نیستند در اینصورت وظیفة ما چیست؟ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ با زیباترین طریقه وبهترین شیوه پاسخ بده.آنوقت نتیجه چه خواهد شد؟ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ. فصلت/34.ترجمه:کسی که میان تو ومیان او دشمنانگی بوده است بناگاه همچون دوست صمیمی گردد.
این است منهج قرآنی که خداوند مهربان آن را بر رسول اکرم(ص) نازل فرمودومسلمانان درهمه زمانها به آن عمل می نمایند که در اکثر مواضع قرآن چنین عکس العملهای کریمانه ای به چشم می خورد واولین کسی که درجواب اساءة بدکاران چنین منهجی راتطبیق نمودرسول اکرم بود.همة شما می دانید که اهل مکه چگونه وی را به شنیعترین وزشترین اوصاف وصف می نمودند علی رغم این همه بی ادبی ها وبرای تطبیق این منهج بزرگ قرآنی هرگز خداوندحکیم به رسول اکرم(ص) اجازه ندادتا ازسوی خود جواب آنها را بدهد خداوند در قرآن به وی(ص)می فرماید إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ حجر/95. ترجمه: ما تو رااز استهزاء کنندگان مصون ومحفوظ میداریم. آنگاه که لقب شاعر را بروی می نهادند خداوند خودش در قرآن جواب آنهارا می دادکه: وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ.حاقه/41.ترجمه:این کلام سخن هیچ شاعری نیست وهرگاه لقب دیوانه را برپیامبر می نهادند پروردگار خودش می فرمود وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ.تکویر/22.ترجمه:همدم ومعاشرشما(محمدپسر عبداله)دیوانه نیست بنابراین می بینیم خداوند متعال ذاتاَ بجای حبیب ومصطفایش جواب اساءة کافران ومشرکان را عهده دار می شود.
ومدام وی را آگاه می نمودکه: خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِين اعراف/199.ترجمه:گذشت داشته باش وآسانگیری کن وبه کار نیک دستور بده واز نادانان چشم پوشی کن.
چون در پیش گرفتن این راه است که به نتیجه ای ختم می گردد که خدا از آن یاد نموده است که میفرماید.
فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ. فصلت/34.ترجمه: (نتیجه این کار این می شود که) کسی که میان تو ومیان او دشمنانگی بوده است بناگاه همچون دوست صمیمی گردد این است منهج قرانی در رداساءة وبدی بدکاران.
بیاییدبه بعضی از نمونه هایی که نبی اکرم آنها رابرای تطبیق این منهج والای قرآنی برخود وخانوادة خویش وبراصحاب کرام عملی نمودگوش کنیم تامجال وشکی درزیبایی وکمال وسماحت این دین برای انسانهای متردد ودودل پیش نیایدوهرکس با چنین اساءات وبی ادبی هایی روبروشد باید بداند که بدیهایی که از سوی اهل مکه نسبت به رسول اکرم صورت گرفته خیلی شدیدتر وپرحجم تر بوده اند ایشان(ص) بود که می فرمود فرعون من[که ابوجهل است] خیلی سنگدلتروسرسختر از فرعون موسی است. با این وجودهنگامی که فاتحانه وارد مکه می شود روبه اهل مکه میگوید ای قریش گمان می برید که با شما چکار می کنم؟گفتندجزخیر وبخشش انتظار دیگری نداریم برادری کریم وبزرگوار وپسر برادری بزرگوار باش پیامبر فرمود بروید شما آزادیدجز چیزی که یوسف به برادران خود فرمود به شما نمی گویم لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.یوسف/92 امروز هیچ گونه نکوهشی برشما نیست خداوند توبة شما را می پذیرد بروید که آزاد هستید.
نمونه ای دیگر برای اینکه بدانی که چطور عدم مقابله به مثل با اساءه وبدی، دل هر تند خویی را نرم وهردشمنی را به دوست بدل میکند نمونة پسر فرعون این امت است که عکرمه می باشد ایشان وقتی مطمئن شد که رسول اکرم وارد مکه می شوداز مکه فرار کرداما نمی دانست به کجا بروددر آخر تصمیم گرفت که راه یمن را در پیش گیرد هنگامی که همسرش تعامل خوب رسول الله رانسبت به اهل مکه مشاهده نمود با عجله نامه ای به [شوهرش]عکرمه نوشت که ای عکرمه به سوی پیامبر بازگردچرا که او عفو می کند واهل گذشت است،صلة رحم را به جای می آورد یتیمان را سرپرستی می کند در آستانة سوار شدن بر کشتی بسوی بلاد شام بود که نامه به وی رسید وقتی که نامه را خواند به سوی رسول خدا برگشت ورسول خدا نیزاز وی درگذشت. عفو وگذشت[بزرگوارانة] رسول مهربان بود که عکرمه نذر کرد تادر راه خدا به جهاد برودومدام در راه خدا جنگید تا اینکه در معرکة یرموک به شهادت نایل آمد.که اگر رسول خدا با وی همان کاری را می کرد که او انجام داده بودبی شک با کفر می مرد اما نبی اکرم که رحمتی است برای جهانیان، می خواهدمردم را به راه خدابیاورد وآنها را محبوب خدایشان گرداندنه اینکه آنها را از راه خدا متنفر ودور سازد.
نمونه ای دیگر که در کتابهای سیره مشهوراست وحاوی درسهای بزرگی میباشد این است که: روزی پیامبر(ص)در میان اصحاب نشسته بود که بادیه نشینی برآنهاداخل شد،نزدپیامبر رفته ویقة لباسش را کشید تاجایی که گردن پیامبردر اثر کشش لباسش سرخ شدبا بی ادبی وناراحتی روبه رسول مهربان گفت
ای محمدمالی[ازبیت المال] به من بده این مال که نه مال تواست ونه مال پدرت. اصحاب از این برخورد بشدت ناراحت شدند ونزدیک بودبروی حمله ور شوند اما پیامبرآنها را باز ایستاند وبه آنها دستور داد که جزبه اجازة وی نبایداز جای خود تکان بخورندسپس روبه اعرابی گفت تو راست می گویی این مال [بیت المال] نه مال من است نه مال پدرم به خانه رفت وعطای فراوانی را برایش آوردسپس روبه اعرابی گفت آیا راضی شدی؟آیا کار خوبی کردم؟
اودر جواب با بی ادبی گفت نه کار خوبی کردی ونه درحقم نیکی نمودی باید بیشتر بدهی نبی اکرم نیز مدام مال به وی می بخشید واز وی سؤال رضایت می کرد تا بالاخره مرد اعرابی راضی شد وبه ستایش پیامبر پرداخت.پیامبر به وی گفت آنچه را از مدح به من می گویی باید نزد اصحاب هم بگویی چرا که با عملکرد خود آنها را آزردی مرد اعرابی نزد اصحاب رفت ونزد آنها نیز پیامبر را ستایش نمودواصحاب را راضی کردوآنها نیزخوشحال شدندوآرامش خود را بازیافتند.
این واقعه[وعکس العمل نبی اکرم] به نمونه ای واقعی ودرسی عملی بدل شدواصحاب را یاد داد که چگونه با کسی که به پیامبر اساءة ادب می کندبرخورد نمایند. این واقعه با وجود صیغه وروایتهای مختلفش حامل اشاراتی والا وتوجیهاتی عالی ودرسهای بزرگ در زمینه آداب اخلاقی است در مواجهه با بدیهایی که روی می دهند ویادر رد جواب کسی که اساءة ادب می کنداز جملة این عبرتها:
1-این است برخورد پیامبرنسبت به مسلمانی که خوب پیامبروجایگاه ومقام ومنزلت وی (ص)رانزد اصحاب می شناسد واینکه مسلمانان چقدر وی(ص) را دوست دارند؟
علی رغم تمام اینها بنگر که رسول اکرم چگونه قضیه را علاج وبه حل آن می پردازد وچطورباوجود تندخویی وسوء برخورد وی برایش عذرمی آورد!باید حال ما نسبت به اساءة ادب کسی که ما وجایگاه ومقام ومنزلت ما را نمی شناسد چگونه باشد؟
بلکه بایدحال ما نسبت به اساءة ادب کسی که عقلش توسط تبلیغات مغرضانه وسخنان باطلی که شب وروز بر سرش فرود می آینداز حقیقت پوشیده مانده چگونه باشد.آیا بعد از شنیدن این واقعه نیز باید بمانند او با وی برخورد شود؟
2- بنگر که پیامبر چطور در مقابل غضب وخشم اصحاب از این مرد حمایت می کند؟ وبه آنها امرمی کندکه نبایدازجاهایشان تکان بخورندبا اینکه مدام به شخص شریف پیامبر(ص)اساءة ادب می شود ودرون اصحاب ازخشم می جوشد ومی خواهند بخاطر اساءة ادبش بروی حمله ور واو را از بین ببرند.
3-بنگر که چگونه درمقابل وی بردباری نشان داد واینکه اغراق وزیاده روی این اعرابی در بی ادبی جز به حلم وبردباری وصبرایشان(ص) نیافزود.
4- در روایتی آمده که پیامبر روبه اعرابی می گفت مالی به تو نمی بخشم تا یقة مرا رها نکنی( به رواية نسائى ازأبو هريرة)اما اعرابی حرف پیامبررانمی شنیدوبه سختی طلب خود را تکرار می کرد.پیامبر نیز چندین بارسخن خویش را تکرار نمود تا به اصحاب بفهماند که غضب وخشم، است که نیروی سمع را از وی گرفته و نمی شنود.هنگامی که برای همگان معلوم گرداند که خشم اعرابی وی را حتی از گوش دادن یا فهمیدن کور نموده، پیامبر، رحمت خود را شامل حالش کرد ومدام به وی عطا می داد تابه ما بفهماند که: اگردشمنت بخاطر ناراحتی طاقت شنیدن ودیدن را نداشت توای مسلمان خیلی شایسته است در این لحظه برای کنار زدن پرده ازروی دیدة دل وبازگرداندن بصیرت وکنترل نفس وی سعی نمایی امااگر عکس العمل تو نیز همانند برخورد جاهلانة وی بود در این وقت تو چه فرقی با وی دارید؟
5- بعد از اتمام قضیه وبرگشت اعرابی برسرراه صواب پیامبر از وی درگذشت و ابدا موضوع انتقام از وی را بحث ننمود چرا که ایشان جزدگرگونی آن مرد از حالت خشم وغضب به آرامش واستجابت، قصد دیگری نداشت.
6-درآخر می بینیم که پیامبرنگذاشت این اعرابی برودتا اینکه چیزهایی که در مدح رسول اکرم درخانه اش به ایشان گفته بوداصحاب نیز بشنوندتا خودشان شاهد نتیجة صبر بر اذیت وآزاروتحمل اساءة ادب باشند واینکه چطور اعرابی براثر این صبر دگرگون شده است این کار بخاطر یاد دادن آنهاوجهت خاموش شدن آتش غضب وناراحتی آنها بودتا جامعه از خشم وکینه پاک گردد وعداوت ودشمنی از میان برود.همة شما می دانید که هیچ اذیت وآزاری بمانند اذیت وآزارمنافقین برپیامبر سخت نبود ،همان کسانی که با وی بودند وتظاهر به اسلام می کردندآیا آزارهای منافقین سختر بود یا آزارهای کافران؟ طبعاَ آزارهای منافقین، چراکه کافران رسماَبرعلیه پیامبراعلان جنگ می کردند ولقب ساحر ودیوانه رابروی می نهادند.آیا کسانی که پیامبر را به سخترین چیزها آزار می دادند وشنیع ترین چیزها را در بارة محبوبترین ازواج پیامبربکارمی بردند کافران بودند؟ مشرکین ویهود بودند؟ابداَ بلکه آنها منافقینی بودندکه نماز می خواندند،روزه می گرفتند همراه پیامبر بودندباوی نشست وبرخواست داشتندهمین منافقین بودند که هنگام برگشت از غزوه می گفتند لئن رجعنا إلى المدينة ليخرجن الأعزُّ منها الأذلَّ هنگام برگشت بایدشرافتمندان افراد پست رااز مدینه خارج کنند.آیا کسی ازاهل مکه می توانست چنین جسارتی بکند؟ آیا نفری از بنی نظیر یا بنی قریظه می توانست چنین بی ادبی هایی را انجام دهد؟نه بلکه کسانی این چنین می گفتندکه اهل نمازبودند روزه می گرفتند ومدام همرا ه رسول اکرم بودند.
تحمل منافقین توسط حضرت نبی اکرم(ص)، نمونة والایی از اخلاق پیامبررا به مانشان می دهد که مولایش وی را با آن اخلاق آراسته ومزین نموده است.اصحاب بعد از این فتنه ها روبه رسول الله می گفتند: ای رسول خدا بگذار آنها را بکشیم اوهم می فرمود آنوقت مردم چه می گویندآیا نمی گویند محمداصحاب خود را می کشد اصحاب می گفتندآنهاکه جزو صحابة تونیستند ای رسول خدا،ایشان می فرمودندچرا چنین می گویند چون آنها را می بینند که روزه می گیرند وهمراه ما نماز بجای می آورند.
پسر سردستة منافقین که گفته بود لئن رجعنا إلى المدينة ليخرجن الأعز منها الأذل” که جزو اصحاب پیامبر بشمار می رفت هنگامی که بعضی از مسلمانان را دیدکه بخاطر بی احترامی های پدرش تحریک شده وقصدکشتن وی را دارند خدمت پیامبر رسید وگفت ای رسول خدا بگذار تا خودم پدرم را بکشم پیامبر فرمود چرا؟ گفت زیرااگر کسی پدرم را بکشد بعداَطاقت نمی آورم وی را بعنوان قاتل پدرم ببینم ونیز نمی خواهم بخاطر کافری مسلمانی را بکشم پیامبر وی را ازاین کار منع کردوگفت که نباید چنین کاری را انجام دهی.
درآستانة ورود به مدینه پسرش بردروازة ورودی مدینه ایستاد وبه پدرش گفت داخل مشووالا یا سرت را با این شمشیر می زنم یا باید پیامبر ازت دربگذردتا ببینی که چه کسی عزیزاست وچه کسی زلیل؟ حب رسول اکرم است که پسر را رودر روی پدرقرارمی دهد.با این وجود سید وسالارما هنگامی که یکی از آنهافوت می کردمی رفت تا بر وی نماز بخواندعمرمی گفت کجا می خواهی بروی ای رسول خدا؟ اوکه فلان کار وفلان کار را انجام داده است پیامبر به عمر می گفت مرا واگذار ای عمردر این هنگام بود که آیه جهت تایید سخن عمر نازل شدکه اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ. توبه/40 چه برای آنها طلب آمرزش کنی وچه نکنی حتی اگرهفتاد بار برای آنان طلب آمرزش کنی،هرگز خداوند آنان را نمی آمرزد.. عمر به پیامبر می گفت که خدا چنین فرموده است پیامبرفرمود ازهفتادبار زیادتربرایشان دعا می کنم تا بلکه خدا از آنها در بگذرد به رحمت پیامبر بنگرید سردستة منافقین فوت می کند پیامبر می رود وبر وی نماز می خواند وجهت تسلی خاطر پسرش لباس خود رادرمی آوردومی فرماید وی را درآن کفن نمایید.
هرگا ه مهربورزی تو یامادری یا پدر چرا که این دو در دنیادلسوز ومهربانند
اوکه از پدرومادر مهربانتر است چنانچه قرآن می فرماید:النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ.احزاب/6.ترجمه:پیغمبر از خود مؤمنان نسبت بدانان اولویت بیشتری دارد.
این نبی اکرم است که با وجود ملائماتی که از دست مردم می بیندبا آنها الفت ایجادمی کند
چرا که او برای الفت ایجادکردن وگردآوردن مردم بر برنامة حضرت حق روانه شده است وبه این شیوه اصحاب را تعلیم داده که نکند بخاطر خود عصبانی شوید بلکه باید بخاطر خدا غضبناک شوید.
چرا که ما لشکر خداییم وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ صافات/173. ولشکر ما حتما پیروز میشود. سربازان خدا چیزی برای خودنمی خواهندوجز به دستورخداکاری نمی کنند ودستورات خود رااز حبیب اعظم می گیرندکه خدا برایشان تعیین نموده ودر بارة اوبما را یادآورشده که: مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ نساء/80 هرکه از پیامبر اطاعت کنددحقیقت از خدا اطاعت کرده است.
درآخر می گویم که هدف ما در این مقاله این نیست که در مقابل بی ادبی هایی که صورت می گیرد سکوت اختیار نماییم بلکه برماست که جهت رد آنها بهترین راه را برگزینیم چنانچه لازم است به یاد خود بیاوریم که خود ما هم با دوری گزیدن از سنتهای نبی اکرم واهمال تعالیم دینش وهمچنین بی توجهی در نشرفکرصحیح از اسلام مرتکب اساء اتی می گردیم که لازم است ازآنها دوری گزینیم.
محمد علي النحاس ترجمه: اسماعیل ابراهیمیان

نمایش بیشتر

اسمعیل ابراهیمیان

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ فعال دینی و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا