اصول

«عقیده» در قرآن

قرآن و عقیده 

هرکس بخواهد با عقاید و باورهای پاک و بی شائبه و روشن و بدون ابهام و زنده و پویای اسلام آشنا گردد ؛ عقیده ای که عقل و قلب را با هم مورد خطاب قرار بدهد ، بایستی آن را از قرآن برگیرد .
یکی از اشتباهاتی که اهل علم کلام به آن دچار گردیده اند، این بوده است که نصوص قرآن را صرفاً گزاره هایی اعلام شده از سوی خداوند تلقی نموده اند که هیچ گونه دلایل و براهین عقلی به همراه ندارند، تا طالبان حق را قانع ، و جدال گران اهل باطل را به سکوت وادار نمایند ؛ درحالی که قرآن آکنده از این گونه دلایل و براهین است.

قرآن دائره المعارف دین و اخلاق است کتابی است که همه معارف و مسائل دین و زندگی را در بر دارد . ستون خیمه امت و روح کالبد جامعه اسلامی است ؛ اصول عقاید از آن سرچشمه می گیرند، و آئین عبادت از آن فراگرفته می شود، وبیان و تبیین مبانی اخلاق و اصول شریعت و احکام را عهده دار است. عقیدہ بزرگترین موضوع قرآن است ، چنین خصوصیتی برای قرآن به هیچ وجه جای شگفت نیست، زیرا برای آن نازل شده است که اقشار مختلف مردم را مورد خطاب قرار دهد ؛ از جمله دهریون یا ماتریالیست هایی که وجود خداوند را انکار می کنند و می گویند : ( و قالوا ما هی إلا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا إلا الدهر و ما لهم بذلک من علم إن هم إلا یظنون — و گفتند: «غیر از زندگانى دنیاى ما[چیز دیگرى ] نیست؛ مى میریم و زنده مى شویم، و ما را جز طبیعت هلاک نمى کند.» و[لى ] به این [مطلب ] هیچ دانشى ندارند[و] جز[طریق ] گمان نمى سپرند. سوره جاثیہ / ۲۴)
قرآن ناگزیر بوده است از این که با همه انسان ها به رویا رویی بپردازد و باورهای باطلشان را در پرتو اثبات حقانیت خود برملا نماید ، و از طریق دلایل خویش به شبه افکنی های آنان پاسخ بدهد، و برای هریک از قضایا و مسائل براهین عقلی را اقامه کند . قرآن به این دلیل که در رویارویی با عرب مشرک و منکر { لا إله إلا الله} قرار داشته ، تمام توجه خود را به قضیه ی عقیده معطوف نکرده است، بلکه با توجه به اهمیت خود قضیه مؤمنان را نیز مورد خطاب قرار می داده و به نسبت وضعیت آنان به طرح و یاد آوری آن اهتمام داشته است . قرآن حتی برای اثبات وجود خداوند اقامه دلیل می نماید و به پدیده های نظام آفرینش و آفرینش انسان استدلال می کند و با منکران با منطقی قانع کننده و کوبنده مناقشه می کند ؛ { أم خلقوا من غیر شیء أم هم الخالقون // أم خلقوا السماوات و الأرض بل لا یوقنون .
آیا از هیچ خلق شده اند؟ یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند؟ آیا آسمانها و زمین را[آنان ] خلق کرده اند؟ [نه،] بلکه یقین ندارند – سوره طور : ۳۵-۳۶ } .

قرآن به این قضیه اهمیت می دهد ، چرا که هستی انسان به آن بستگی دارد و گمراهی بشریت در طول تاریخ از خلال انحرافات مختلفی که در این قضیه وجود داشته است، سرچشمه می گیرد . انسان پیوسته در معرض این انحرافات قرار داشته است، نه تنها در جزیرهالعرب پیش از رسول خدا صلی الله علیه وسلم ، بلکه در حال حاضر، و در هر زمان که انسان از تصور صحیح عقیده یا در عمل به مفهوم آن منحرف شود به مقدار این انحراف، در زندگی خود دچار پریشانی و آشفتگی خواهد شد. ما باید به هنگام خواندن قرآن این حقیقت را به خاطر داشته باشیم که قضیه ی الوهیت از جمله قضایایی نیست که فقط در گذشته و برای دیگران مطرح بوده ، بلکه قضیه ای است لحظه ای ، و در هر لحظه قابل طرح است ، و هم نیز برای ما ، برای فرد فرد ما ، چرا که هر فردی از ما تا وقتی که قرآن در فکر و قلب او نباشد و او در هر زمینه ای مرجع خود نداند در معرض فراموشی عقیده قرار دارد و ممکن است در لحظه ای که با فشارهای زندگی و دشمنی دشمنان در کمین نشسته ی اسلام از هر سو ، برخورد کند در فهم و عمل به حقیقت عقیده دچار تزلزل و پریشانی شود . توحیدی که خداوند پیامبرش را برای آن بر انگیخته و کتابش را به خاطر آن بر او نازل فرموده است و مفهوم آن این است که تنها خداوند استحقاق عبادت را دارد و هیچ گونه شریک و انبازی ندارد . مادامی که آنان به ربوبیت و خالقیت و رزاقیت خداوند اعتراف دارند و او را حیات دهنده و میراننده و اداره کننده همه امور می دانند، ضرورت دارد که تنها در برابر او سرعبودیت را فرود آورند و هیچ کس و هیچ چیز را با او شریک ننمایند .
قرآن ، ضمن داستان پیامبران این حقیقت را بیان می نماید که همه پیامبران مردم را به توحید و یکتاپرستی و رویارویی با شرک که آفت خردورزی و درستکاری انسان ها بوده ، و زندگی آنان را فاسد گردانیده است، فرا می خوانده اند ؛
{و ما أرسلنا من قبلک من رسول إلا نوحی إلیه أنه لا إله إلا أنا فاعبدون /و پیش از تو هیچ پیامبرى نفرستادیم مگر اینکه به او وحى کردیم که: «خدایى جزمن نیست، پس مرا بپرستید . سوره انبیاء ۲۵ } .
گذشته از آن باید این حقیقت را نیز از یاد نبریم که ما – کسانی که در این عصر خود را مسلمان لقب داده ایم – از دیگر مردمان به تدبر و مصاحبت با قرآن ، به خصوص در رابطه با مسأله ی الوهیت به علت ضعف آگاهی مان نسبت به آن ، نیاز بیشتری داریم . درست نیست کلمه ای بر زبان آوریم درحالی که قلب از مقتضیات آن غافل باشد، و درپیشاپیش این مقتضیات پذیرفتن حاکمیت شریعت خداوندی است.
قرآن برنامه ی تربیتی است که رسول الله صلى الله علیه وسلم را تربیت نموده و او نیز امت خویش را بر اساس آن تربیت نموده ؛ پس شایسته است که قرآن را بر این اساس که قانون گذار برنامه ی تربیتی ماست و اوست که در این برهه از زمان ما را خواهد پروراند ، بخوانیم و مطالعه کنیم .
قرآن ، چنان که بارها گفته ایم تنها شعار تو خالی و برنامه ی غیر عملی و معلق در فضا و نیز ارزش های معنوی که تنها پرکننده ی اذهان باشد و ….. نیست ، بلکه واقعیتی است که با آن می شود زندگی کرد و این همان راهنمای تربیتی بزرگ قرآن کریم است. قرآنی که امت عصر اول را تربیت نمود ، همان قرآنی است که امروزه آن را قراءت می کنیم . شایسته است که در هنگام تلاوت یقین حاصل کنیم که قرآن و هر حرفی که در آن آمده است ، برنامه ی تربیتی و مربی ای است که باید بر اساس آن تربیت شویم ، خواه درسهای عقیدتی باشد یا تربیتی ویا داستان های پیامبران علیه السلام .
عقیده در اسلام چنین است !
عقیده ، اندیشه ی محض نیست ، وجدانی جای گرفته در نهان خانه ی درون نیست ، بلکه برنامه زندگی است، به گستردگی همه ی معانی واقعی که آن را از هر سو در بر می گیرد، حسی، فکری و رفتاری . این همان چیزی است که هنگام قراءت قرآن لازم است به شدت مورد توجه قرار گیرد تا که تدبر مطلوب قرآن از دست نرود، و به دنبال آن آثار مطلوب تدبر در واقعیت زندگی ضایع نگردد .

والسلام علیکم ورحمه الله
تهیه و تدوین ؛ عبدالله علی پور
منابع ؛ دارسات قرآنیه ، قرآن منشور زندگی ، تاریخ قرآن

 

نمایش بیشتر

عبدالله علی پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - نقده @ شغل : دعوتگر دینی و فعال اجتماعی - مدیر کانال تلگرامی @sozimihrab

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن