ادبیاتدل نوشته

انقلاب عشق ورزی

امروز جهان، آبستن حوادث تلخ و ناگواری است که انسان‌ها را به جان آورده بزرگ و کوچک در ترس و نگرانی به سر می‌برند از طرفی سیل وزلزله، فشارهای اقتصادی، فقر و بیکاری، مهاجرت بی‌رویه جوانان در بیشتر کشورها، امراض لاعلاج و کشنده ،همه به ساحت مقدس بشر حمله کرده اند و انسان ها احساس می‌کنند پناهی ندارد.

کشورهای سرمایه داری وحامیانش هم، برای فروش و پرکردن بانک‌های پول وشکم سیری ناپذیرخود از هر ترفندو شیطنتی فروگذار نمی‌کنند و بازار شایعات در فضاهای مجازی و روزنامه‌ها و اخبار ماهواره ها هرروز گرم و گرم تر می شوند و برای رضایت اربابان ثروتمند خود در بوق و کرنا های خود می‌دمند و هراس و نامیدی را چون کرونایی به همه تزریق می کنند.

علم و دانش پزشکی هر از گاهی که ادعای خداگونگی دارد و می‌خواهد جانشین خدای رحمان گردد پاشنه ی آشیل خود را لوداده و ضعف و ناتوانیش را فریاد می دارد و حتی ازساختن دارویی برای ویروس کرونا عاجز است کرونایی که چون شیر درنده و گرسنه هرازگاهی بانام های مختلف از مخفیگاه بیرون می خزد .

ویروسی که یک تنه بشر متمدن وازخودراضی را خانه نشین نموده و اجتماعات آنها را بر هم زده است و آنها را فراری می دهد و به کنج خانه ها می نشاند .

اکنون مردم در سراسر جهان چون گله ی گرگ زده و بی چوپانی هستند که رم نموده اند و سرپناهی ندارند به هر کجا روی می آورند با دندان های تیز به استقبالشان می‌رود وای به حال سرگردانیت ای صاحب شکوه و عظمت پوشالی !

گویی قهرمان شکست ناپذیر ما امروز، چنان در هراس است حتی از سایه ی خودش هم بیم دارد و چون بید به خود می لرزد .چه شد ٱن اشرف مخلوقات! مگر خود را پاسبان وخردمندترین موجود نمی دانست! مگرندای نجات لایه ی ازن و کائنات راسر نمی داد؟چرا که این طوفان حوادث و امراض، آرامش او را بر هم زده است !چرا مدیریت و حاکمیت خود را در خطر می‌بینند!

خداوند متعال قبلا این موجود سربه هوا را به فراموشکاری و غفلت و مال دوستی توصیف نموده است آخر او خالق و سازنده ی این بشر تودرتو است می‌داند که چه نقطه ضعفی در نهان دارد و چه نقاط قوتی در اوبه گرو نهاده است!

بشر طوفان زده، گمان می‌برد که رسیدن به قله ی اوج ،یعنی ثروت و دانش بی نهایتش، او را از وجود مهربان پروردگار بی نیاز می نماید خلا معنویت و دعا و راز و نیاز روح ناآرام بشررا سراسیمه نموده است در این جهان عریض و طویل به کنجی خزیده و از ترس شبح مرگ بی قرار ودست پاچه دنبال سرپناهی می گردد.

کرونای کوچک و ناپیدا یک تنه لشکر بشر مغرور و از خود راضی را به عقب نشان داده است حتی در خانه های سنگی و بتونی خود در امان نیست همانند مگس نمرود در چشم و دهان و بینی خدای علم ودانش فرو می رود و او را به میدانداری فرا می خواند .
عربده ها و میدانداری این موجود کجا رفت؟سلاح نهفته ی علمی که به ٱن می نازیدچه شد؟

کرونای بی دست و پای ویرانگر و مخوف، خود نشانه بسیار کوچکی از قافله ی مرگ است وای به حال روزی که مرگ بزرگ فرا برسد! که خداوند خبر آن را می‌دهد !

آرامش روحی جز با یاد خداوند منان میسر نخواهد شد که خود عین ٱرامش و ثبات است. صاحب نعمتی که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ،هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات.

بیایید تا بار دیگر پیشانی سجده ی شکر ومهربانی را به قداست حضرت حق بساییم و دست توبه و انابت را به بارگاه عشقش دراز نماییم زبان ذکرو توبه را به اسمای متبرکه ٱن حضرت مزین نماییم تا ازٱلودگی های کرونامانند این جهان مصون بمانیم.

شایدبار دیگر خزانه ی پر از رحمت و بخشش خود را بگشاید چون ابرهای بهاری قطرات احسان و محبت خودرا بروجود گناه ٱلود بندگان حقیربباراند وباردیگر چون عصای موسی پوزه ی فرعونیان را به خاک مذلت نشاند و جسم و روح بیمارو ناتوان بنی ٱدم عصر را شفای عاجل بفرمایید.

این زندگی پرازخوف ونگرانی شایسته ی انسان نیست که همچون ترسو هایی در کنج خانه ها نشسته اند و از ترس قهرمانان پوشالی خود را مخفی نموده اند بادعوت حضور حضرت حق به اندرون دلهایمان، می شود بساط شور و نشاط را پهن نمود چون لایق ٱن هستیم.

دوستدار هموطنان خود باشیم با هر عقیده و مذهب و رنگ و زبانی که داشته باشند صرفا به خاطر این که انسانند وقابل احترام.
پیام های سراسر مهربانی را برای هم بفرستیم ازادبیات خشن و ناامیدکننده و مرگ گونه،بپرهیزیم،هیزم به ٱتش سیاه دلان نیندازیم.

زندگی پر از عشق یعنی بی اجرو منت عشق ورزیدن.
“بیا تاگل برافشانیم و می در ساغر اندازیم”
“فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم”

زندگیتان پر از مهر و شادی وبایاد نورجانان سرزنده باشیدو مهربان!

جهانگیر بابایی ـ سردشت

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن