اصولعقاید

درآمدی بر اسماء و صفات الهی(2-2)

درآمدی بر اسماء و صفات الهی

نویسنده: رسول رسولی کیا

قواعدی برای اسماء حسنای الهی

۱– نام های خدا همه نیکو هستند.{« وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» و برای خداست نام های نیکوتر}

بهتر بودن و زیباتر بودن نام های خدا بدان جهت است که بیانگر کمال مطلق خداوند می باشند؛ به گونه ای که همه اسماء و صفات خدای متعال از کمال مطلق او حکایت می کند.

به دیگر تعبیر از آنجا که صفات انسان ها نسبی و عارضی و موقت است نمی توان آن ها را حُسنی نامید ولی صفات پروردگار عین ذات اوست و نمی توان انفکاکی بین این دو قایل شد. از آن جهت به اسماء خدا أسماء حسنی یعنی بهترین و بزرگترین اسماء گفته شده که از بهترین و بزرگ ترین اسماء حکایت می کند(محمود الآلوسی، البغدادی، روح المعانی، ج ۵، ص۱۲۰)

یکی از پیام های آیه«… وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۲۷ روم» این است که همه صفات خداوند بیانگر کمال مطلق خداوند هستند و عقلاً جایز نیست صفت نقص یا ضعفی را به او نسبت داد و دلیل سرزنش مشرکان این است که کسانی غیر از خدا را می خوانند که قادر به فریادرسی نیستند«وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿۵ روم»و کیست گمراه‌تر از آن که جز خدا کسی را بپرستد که هیچ در حوائج تا قیامت او را اجابت نکند و از هر چه بخوانندشان خود بی خبر باشند؟}

خداوند بت های مشرکان را که قادر به آفرینش نیستند و خود مخلوقند به چالش می کشد و می گوید:{« وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۲۰ نحل » معبودهائي را كه غير از خدا مي‏خوانند چيزي را خلق نمي‏كنند بلكه خودشان هم مخلوقند.}

از لحاظ فطری هم منطقی به نظر نمی رسد خدایی را بخوانیم و عبادت کنیم که ناقص باشد و این همان منطقی است که حضرت ابراهیم علی نبینا و علیه السلام برای یافتن معبود راستین از آن بهره می گیرد{«فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿۷۶ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿۷۷فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ﴿۷۸ انعام» پس چون شب بر او پرده افكند ستاره‏ اى ديد گفت اين پروردگار من است و آنگاه چون غروب كرد گفت غروب ‏كنندگان را دوست ندارم، و چون ماه را در حال طلوع ديد گفت اين پروردگار من است آنگاه چون ناپديد شد گفت اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم، پس چون خورشيد را برآمده ديد گفت اين پروردگار من است اين بزرگتر است و هنگامى كه افول كرد گفت اى قوم من من از آنچه [براى خدا] شريك مى‏ سازيد بيزارم}.

۲– اسماء و صفات الله تعالی دارای معانی حقیقی و نه مجازی و معما گونه هستند، آنها بر ذات الله تعالی و صفات کمال که به خداوند قائم هستند دلالت می کنند، مانند قادر، علیم، حکیم، سمیع و بصیر، این نام ها بر ذات الله تعالی و همچنین بر آنچه که بر آن استوار است از قدرت، علم، حکمت، سمع و بصر دلالت می کنند.

 برای مثال خدای علیم یعنی خدایی که عالم است و علم دارد، خداوند بصیر یعنی خدایی که می بیند.

به این صفات خداوند که در فعل تجلی پیدا کرده خوب دقت کن؛{« إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ﴿۱۲ إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ ﴿۱۳ وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ﴿۱۴ ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ ﴿۱۵ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ ﴿۱۶ سوره البروج » آرى عقاب پروردگارت سخت‏ سنگين است، هم اوست كه [آفرينش را] آغاز مى ‏كند و بازمى‏ گرداند، و اوست آن آمرزنده دوستدار [مؤمنان]، صاحب ارجمند عرش، هر چه را بخواهد انجام مى‏ دهد}.

«سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ﴿۱ الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى ﴿۲ وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى ﴿۳ وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى ﴿۴ فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى ﴿۵ سوره الاعلی» نام پروردگار والاى خود را به پاكى بستاى، همان كه آفريد و هماهنگى بخشيد، و آنكه اندازه‏ گيرى كرد و راه نمود، و آنكه چمنزار را برآورد، و پس [از چندى] آن را خاشاكى تيره‏ گون گردانيد}.

۳-بیشتر علما و از جمله اشاعره معتقدند که اسماء و صفات خدا توقیفی هستند و عقل در آن مجالی ندارد(احمد مصطفی المراغی، تفسیر المراغی، ج۹، ص۱۱۹)  به تعبیر دیگر اسماء الهی همان است که در قرآن و سنت آمده است و هر گونه اجتهاد و ابتکار در این باب غیر قابل قبول است و به آیه« وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ» استدلال می کنند و می گویند:  هرگونه اسم و صفت تراشی برای خدا از قبیل پیروی کورکورانه و دنباله روی جاهلانه ای است که مورد نکوهش خداوند منان می باشد،« وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿۳۶ اسراء، و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد}. همچنین اختراع اسم و صفت برای خداوند مصداق بارز نسبت دادن چیز ناروایی به او، همانگونه که قرآن می فرماید:  { «قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ ……وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۳۳ اعراف. بگو خداوند تنها ………. را حرام كرده است و اينكه به خدا مطلبي نسبت دهيد كه نمي‏دانيد»}.

اصحاب این نظریه معتقدند الف و لام در «الاسماء» برای عهد هست که اشاره بر اسماء وارد شده در کتاب و سنت می کند؛ بنابراین نباید از اسماء ذکر شده در قرآن و سنت تجاوز کرد؛ علاوه بر آن می گویند: منظور از الحاد در اسماء خدا که در آیه ذکر شده، نامگذاری از پیش خود و تعدّی از اسمایی است که در قرآن و سنّت وارد شده است. ( ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر و التنویر، ج‏۸، ص۳۶۳.)

 البته جمعی از علما و فرق اسلامی اسماء و صفات الهی را توقیفی ندانسته و معتقدند که میتوان هر اسمی را که دارای کمال وجودی است و در عین حال عاری از نقص و عیب باشد، بر خدا اطلاق نمود(طباطبایی سیدمحمدحسین؛ الرسائل التوحیدیه، بیروت، مؤسسة النعمان، ۱۴۱۹ق، ص۵۰).

۴– سخن در باره صفات الله تعالی همانند سخن در باره ذات اوست و چنان که ما کیفیت ذات پاک او را نمی دانیم، کیفیت صفات نیکوی او را هم درک نمی کنیم، اما به آنها ایمان داریم، ایمانی قطعی و بدون تحریف و رها کردن هیچ یک از آنها و بدون قایل شدن به چگونگی کیفیت و تشبیه نمودن آنها.

اطلاعات ما در باره صفات خداوند متعال تا آن حد ضروری به نظر می رساند که بدانیم که قرار است ما با توجه به فلان صفت- مثلا قهار- چه واکنشی در زندگی روز مره امان داشته باشیم. آری عکس العمل روزانه مسلمانان در زندگی در برابر جمال خدا با محوریت «رحمن و رحیم» این است که امیدوارانه به استفاده از نعمات خداوند در هستی بپردازیم و البته عکس العمل ما به عنوان یک مسلماندر مقابل صفات جلال با محوریت«مالک یوم الدین» این است که به منظور تامین آخرتی سربلند به رعایت حدود و ثغور الهی مبادرت بورزیم.(ناصر سبحانی، شرح اسماء الحسنی)

۵– اسماء خداوند در تعداد محدودی منحصر نیستند و در حدیث آمده است که « از تو می پرسم با هر اسمی که خودت را به آن نام برده یا به یکی از بندگانت آموخته ای و یا در کتابت آن را نازل کرده و یا آن را در علم غیب پیش خودت نگه داشته ای» ( روایت از امام احمد است). البته مواظب باشیم که خواندن خدا با اسماء حسنایش که در قرآن و سنت آمده ارجحیت داشته و به استجابه دعا نزدیک تر است.

شیخ ابوالحسن اشعری معتقد است که جایز نیست در حق خداوند متعال معنای موصوفی را اطلاق کرد(امام محمد غزالی، المقصد الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، مترجم: احمد حواری نسب، ص۱۸۰)

البته قاضی ابوبکر باقلانی بر این باور است که این کار صحیح نیستامام محمد غزالی در این باره می گوید: بکار بردن اسمائی که در قرآن و سنت وارد نشده است برای خدا مشروط به اجازه خداوند است ولی در بکار بردن صفت وسعت بیشتری وجود دارد. (همان).

۶  برخی از اسماء و نام ها تنها خاص خداوند بوده و هیچ کس در آنها شریک نیست و جایز نیست تا بر کس دیگری اطلاق شوند، مانند، الله و رحمن و برخی دیگر از صفات الهی را می توان به غیر خدا هم اطلاق کرد اگر چه اطلاق آنها بر خداوند در اوج کمال می باشد ، مانند اینکه بگوییم فلانی عالم است یا می شنود یا اهل کرم است. (احمد مصطفی المراغی، تفسیر المراغی، ج۹، ص۱۱۹).

۷– آن گونه که برخی از علما گفته اند صفات خداوند به ثبوتیه و سلبیه تقسیم می شوند، دومی عبارت است از آن صفاتی که در قرآن و سنت از خداوند نفی شده و اولی را قرآن و سنت برای خداوند به اثبات می رسانند(محمود الآلوسی، البغدادی، روح المعانی، ج ۵، ص۱۲۰) مثال صفات ثبوتیه در قرآن، مانند: {«…الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ……. ﴿۲۳هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۲۴ حشر »}

و مثال برای صفات سلبیه در قرآن {«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ….» ﴿۱۱ شورا} و {«… لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾ اخلاص}.

۸– صفات ذاتی و فعلی: برخی از دانشمندان صفات خداوند را به ذاتیه(صفاتی که خداوند همواره بدان متصف است) و فعلیه ( صفاتی که به اراده و مشیئت خداوند متعلق است، اگر خواست آن را انجام می دهد، مانند استوا برعرش و فرود آمدن به آسمان پایین)تقسیم می کنند .( سبحانی، جعفر؛ مفاهیم القرآن، ج۶، ص۶۳.)

صفات ذاتی در قرآن مانند {«…. الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ…..» ﴿۲۳ حشر}. و صفات فعلی مانند{«الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ﴿۵طه»}.

۹-صفات جمال و جلال: در علم کلام ، صفات جمال(= صفات ثبوتی) صفاتی هستند‎ که بر وجود کمال در خداوند دلالت می‎‌کنند مانند عالِم و علم، قدرت و قادر، خلق و خالق، ‌رزق و رازق و غیره. صفات جلال(= صفات سلبی) نیز صفاتی‎‌اند که یا بر سلب نقص از خداوند دلالت می‎‌کنند مانند غنی، واحد، قدوس، حمید و مانند آن و یا چون بر نقصان و فقدان کمال دلالت می‌‎کنند از خداوند سلب می‌‎شوند، مانند: ترکیب، جسمانیت، مکان، جهت، ظلم، عبث.(ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی، ج۱، ص۱۲۷)

نگارنده، تعریف دیگری را برای صفات جمال و جلال ترجیح می دهد که عبارت است از اینکه صفات جمال عبارت است از صفاتی که از رحم و مهربانی و عطوفت حکایت می کند و بندگان در سایه آن امیدوار می شوند، در سرلوحه این صفات«رحمن رحیم» قرار دارد و صفات جلال عبارت است از آن صفاتی که از عزت و جبروت و بازخواست حکایت می کند، در راس این صفات«مالک یوم الدین» قرار دارد.

انسان مومن با یادآوری صفات جمال امیدوارانه حرکت می کند ولی با یادآوری صفات جلال ترمز می زند و برای آخرت و حساب و کتاب خود به فکر پس انداز بوده و از خوف روز قیامت آگاهانه و بر اساس رعایت حلال و حرام گام بر می دارد، بدینگونه شخص مومن در بین خوف و رجاء زندگی می کند و این نوع زندگی متعادل ترین نوع آن می باشد.

اسم‌های جلال در قرآن و احادیث عبارتند از: الملک، القدوس، المهیمن، العزیز، الجبّار، المتکبر، العلی، العظیم، الباطن، الکبیر، الجلیل، المتین، الصمد، المتعال، الغنی، ذوالجلال، الرقیب، القهار، القاهر، المقتدر، القوی، الحسیب، القابض، المذلّ، الحکم، العدل، الممیت، المنتقم، المقسط، المانع، الضارّ.

اسم‌های جمال در قرآن و احادیث عبارتند از: الرّب، السّلام، المؤمن، الظاهر، المجید، النور، الحی، الرحمن، الرحیم، الکریم، الغفار، الغفور، الودود، الرؤوف، الحلیم، البرّ، الصبور، الواسع، الخالق، المصوّر، الرزّاق، الوهّاب، الفتّاح، الباسط، المعزّ، اللطیف، المعید، المحیی، الولی، التوّاب، الجامع، النافع، الهادی، و البدیع.

البته این فهرست، همه اسم‌ها را دربرنمی‌گیرد و مبنای آن ظهور معنایی است که پیشتر ذکر شد. اگر جلال و جمال را به معنای ثبوتی و تنزیهی بگیریم این فهرست متفاوت خواهد بود.(عبدالکریم جیلی،الإنسان الكامل في معرفة الأواخر و الأوائل، ج۱، ص۹۲) 

نتیجه:

موضوع اسماء و صفات خدا یکی  از معدود موضوعاتی است که بسیار مورد توجه علما و مفسران قرار گرفته است، به گونه ای که به سرچشمه و خاستگاه مکاتب فکری و کلامی فراوانی مبدل شده است. اگر چه اسماء و صفات خدا یکی از موضوعات قرآنی و عقیدتی است ولی به مرور به یک محور کلامی و فلسفی تبدیل شد و متکلمان و فیلسوفان فراوانی را گرد خود جمع کرد و آثار گرانبها و مختلفی در این باره برشته تحریر و تحقیق درآمد و اگر چه تلاش علما و بویژه فیلسوفان و متکلمان در این عرصه خالی از فایده و دستاورد برای جهان اسلام نبوده است ولی به نظر بنده در پاره ای موارد موضوعی به این سادگی آن قدر پیچیده کرده اند که تنها برای خواص و اهل فن قابل درک می باشد و از این جهت می توان گفت یکی از عوامل تفرق و چند دستگی در بین مسلمانان همین فلسفه بافی های متکلمان حول و حوش مسایل قرآنی چون اسماء وصفات  می باشد.

به هر حال برای همه اندیشمندان حوزه های مختلف دینی و اسلامی دعای خیر و مغفرت می کنم و بر روان پاکشان درود می فرستم و امیدوارم در برابر تلاش های مخلصانه اشان پاداشی بدون نقص دریافت دارند.  

به نظر می رسد بهترین و ساده ترین کاری که ما باید در این حوزه انجام دهیم این است که اسماء و صفات خداوند را بشناسیم و سپس بر اساس آن ها زندگی خود را تنظیم نماییم و بدین گونه همه زندگی مان را بر اساس «صبغه الله» تنظیم کنیم.

منابع:

۱-الدکتور وهبه الزحیلی،التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، دارالفکر المعاصر- لبنان.

۲- ابوالفضل شهاب الدین سید محمود الآلوسی البغدادی،تفسیر روح المعانی، دارالفکر

۳-سید قطب، فی ظلال القرآن، دارالشروق.

۴-احمد مصطفی المراغی، تفسیر المراغی، دار احیاء التراث العربی.

۵-سید محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی، دفتر انتشارات اسلامی.

۶-امام محمد غزالی، المقصد الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ترجمه احمد حواری نسب، نشر احسان.

۷-بیانات استاد علی رضا رادبین در کلاس درس.

 والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

نمایش بیشتر

رسول رسولی کیا

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا