تاریخ

پروردگارم!

در ورای همه پنهانی ها ،  حضورت!
در پس هر امید و ماتمی ، فریادرسیت!
سرانجام هر گناه و تباهی را مهمان نوازی گرمت!
و روشنایی هر خانه ترس و نومیدی را؛ پرتوهای لطف و مهربانی تو به تاریکی های درونم پرتو فشانی می کند. و من در نهایت استواری و حجم برای گنجایش تو ندارم.

یاربّ
به خاموشی ام هنگام ظهور نعمت هایت ، رحماتت،الطاف و بزرگواری هایت می اندیشم!
به دنبال واژه های برای جبران و اقرار کوتاهی هایم و وجودت را!
این سکوت خندان من را تو شاهدی و خروشان امواج پرطلاطم درون آشفته ام را تو دانایی!
اینجا … کنج خانه ی دل به دنبال محبت و همدردی یک همدرد و غافل از آفرینش تو هر همدردی را!!
بار الاها :
در عجبم از دلبستگی هایم! تو در نهایت نزدیکی و من … فرسخ ها دور افتاده
از خود و زتو… من بزرگ به بزرگی های توام و لیکن اسیر کوچکی های نفسم
من دلخوش به جستجوی پیدا کردن هم رازی از تو دور و از جستجو ناکام

فاروق راک – مهاباد

 

نمایش بیشتر

فاروق راک

@نویسنده و مترجم و شاعر @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : آزاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا