تاریخسیره نبوی

گفتگوی آدم و موسی ( علیهما السلام )

امام بخاری و امام مسلم رحمهما الله در کتاب صحیح خود روایت کرده اند که پیامبر اکرم ( ص ) فرمود : آدم و موسی ( ع ) نزد پرودگار خود مناظره ای انجام دادند که در آن آدم غالب آمد !

موسی گفت : الله متعال تو را با دستان خود خلق کرد ، از روح خود در تو دمید ، فرشتگانش را وادار کرد که برای تو سجده کنند و نیز تو را در بهشت خود جای داد …
سپس تو بواسطه ی خطایی که انجام دادی مردم را از آن بیرون نموده و به زمین انداختی ؟!

آدم ( ع ) گفت : تو هم آن موسی هستی که خداوند بوسیله ی پیام آسمانی و نیز سخن گفتن مستقیم با تو در میان مرد انتخابت کرد ، الواح را به تو داد که شرح و بیان هر چیزی در آن بود و تو را نجات داده و به خود نزدیک گرداند …
خداوند چند سال قبل از اینکه من را بوجود آورد کتاب تورات را نوشت ؟
موسی (ع ) گفت : چهل سال
آدم ( ع ) گفت : آیا این جمله را در آن مشاهده کردی [ و عصی آدم ربه فغوی ] آدم از دستور پروردگار خویش سرپیچی کرد پس گمراه گشت ؟
گفت : آری
آدم ( ع ) گفت : آیا تو من را به خاطر انجام دادن کاری سرزنش میکنی که خداوند متعال چهل سال قبل از بوجود آوردن من در تورات نوشته است که من آنرا انجام خواهم داد ؟
پیامبر اکرم ( ص ) فرمود : پس آدم ( ع ) در این مناظره بر موسی ( ع ) فایق آمد و بر وی غلبه کرد !

درس اول :

انسانهای شریف هر کسی را در جایگاه شایسته ی خود قرار میدهند ، در واقع انسانهای بزرگ منش قدر آدمهای ارجمند را میدانند !

پس تو هم بزرگ منش باش و سابقه ی درخشان شخصی را به سبب یک موضعگیری وی فراموش نکرده و ضرب صفر نکن
اگر شخصی سخاوتمند یک بار از احسان و صدقه دادن امتناع ورزید نباید نیکیهای سابقش از یاد برده شوند
اگر انسانی صبور یک بار عصبانی شد نباید صبر و تحمل قبلیش نادیده گرفته شود
اگر مجاهدی در راه خدا یک بار سستی به خرج داد نباید مجاهدتهای گذشته اش انکار گردند

به این گفتگوی مملو از نجابت و بزرگ منشی میان آدم و موسی ( ع ) بنگر ؛ آنان در خصوص قضیه ای بسیار حساس و حیاتی که همان قضیه ی بهشت است با هم به مناظره پرداخته اند ، نه سرزنش کردن آدم از جانب موسی ( ع ) فضل و بزرگی آدم ( ع ) را از یاد موسی ( ع ) می برد و نه دفاعیات آدم ( ع ) از خود ، موجب فراموش کردن قدر و منزلت موسی ( ع ) از جانب وی می گردد ، پس مکانت مردم را نگهدار ؛ با وجود اینکه با آنها اختلاف نظر داشته باشی !

درس دوم :

ما امتی هستیم که به غیبیات ایمان داریم و معتقدیم غیبیاتی که بدانها ایمان داریم از چیزهایی که آنها را مشاهده نموده و بدانها باور داریم بیشتر هستند !

به بهشت و جهنم و حشر و حساب و پل صراط و فرشتگان ایمان داریم در حالیکه همه ی آنها جزء غیبیات هستند ، همچنین اولین ویژگی که در قرآن برای متقییان بیان شده ایمان به غیب است !

زیرا خداوند عزوجل در اول سوره مبارکه بقره می فرماید : [ ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین ، الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون ] این کتاب که در وحی و حق بودن آن شکی نیست ، راهنمایی برای پرهیزکاران است ، کسانیکه به غیب همچون وحی و ملائک و آخرت ایمان می آورند و نماز را به طور شایسته برپا می دارند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند

ایمان به غیب قبل از نماز و زکات و صدقه آمده ، زیرا عبادت بدون ایمان مشقتی بدون اجر و پاداش بیش نیست !

گفتگوی میان آدم و موسی ( ع ) نیز در عالم غیب صورت گرفته و پیامبر اکرم ( ص ) برای ما بازگو کرده و ما همچون سایر غیبیات بدان نیز ایمان داریم بدون اینکه جویا شویم : کِی و چرا و چگونه !

درس سوم :

آراء و نظریات تو نیز احتمال خطا دارند ، بگونه ای بر زمین راه نرو که خودت را از هر خطایی معصوم بپنداری !

انتقادت از عملکرد مردم نیز یک رای بیش نمی باشد ، شاید درصورتیکه ظروف و شرایط آنها را بدانی و توضیح آن کارها را از زبان خود آن اشخاص بشنوی نه کسان دیگر ، برایت روشن شود که رای و نظر تو در مورد آنها اشتباه بوده است ، موسی ( ع ) بسوی آدم ( ع ) آمده و در ابتدا قناعت داشت که خطای او موجب خروج مردم از بهشت شده است ، تا اینکه با وی به گفتگو نشسته و نهایتا روشن شده که آدم ( ع ) حق به جانب می باشد !

هیچگاه تحلیلات خود را همانند رایی ثابت تلقی نکن و آنگاه آنرا دین بپنداری !

میخ از دیدگاه تخته یک مجرم است ، زیرا دارد او را سوراخ میکند ، ولی اگر تخته میدانست که چه ضربات سنگینی بر سر میخ وارد میشود آنرا معذور می داشت !

درس چهارم :

تبادل آراء امری طبیعیست و دلیل را با دلیل باید پاسخ داد !

هرگز با زور شمشیر نمیتوان رایی را ملغی کرد و یا هیچگاه با منطقِ قدرت حقی ابطال نمیگردد ، هر چند بطور موقت بتوان آنرا مغلوب نمود ، پس سعی کن دستانت را ابزار اندیشیدن قرار مده !

در صورت امکانِ بکارگیری عصا ، استفاده کردن از شمشیر نادانیست و مشکلی را که می توان با زبان حل کرد بکار بردن عصا برای حل آن خطاست و مادامیکه نگاهی معنی دار جای زبان را میگیرد لب به سخن گشودن نسنجیده است ، پس قوی باش و در عین حال دانا !

همیشه بیاد داشته باش که بدست آوردن دل مردم بر کسب موقعیت شخصی مقدم است و کسیکه در تلاش است که در هر موقعیتی پیروزِ میدان گردد ، کسی با وی باقی نخواهد ماند !

درس پنجم :

خداوند بوسیله ی حفظ و نگهداری قرآن بر امت اسلام منت نهاده است ، البته اینکه از کتابهای پیشین حفاظت ننموده نشانه ی عجز و ناتوانی خدا نمی باشد ، بلکه حکمتی در هر دو حالت نهفته است !

حالا اگر بخواهی عبارت : [ وعصی آدم ربه فغوی ] را در تورات جستجو کنی آنرا پیدا نخواهی کرد !

زیرا که علمای یهود تورات و علمای نصاری انجیل را تحریف نمودند و هر آنچه که خواستند از آنها حذف و یا بدانها اضافه کردند ، پس این نعمت بزرگیست که ما مسلمانها کتابی دست نخورده در اختیار داریم و آنرا تلاوت می کنیم که در حقیقت خداوند متعال آنرا از بالای هفت طبقه ی آسمان فرو فرستاده تا برنامه ی زندگی بندگانش گردد ، نه اینکه برای کسب درآمد بر مردگان خوانده شود ، البته قصد ندارم در اینجا رسیدن و یا نرسیدن ثواب قرائت قرآن بر مردگان را به میان بیاورم ، چون بحثی طولانی لازم دارد ، اما یقین دارم کسیکه در قید حیات از قرآن بهره ای نبرده باشد هرگز پس از مرگ برای وی سودمند واقع نخواهد شد !

درس ششم :

آنچه را که خداوند متعال برای ذات خویش تثبیت نموده ما نیز آنرا بدور از تحریف و تعطیل و تشبیه و چگونگی ، برای او اثبات می نمائیم ، مثلا : وجود دست را برای خدا طبق مراد و منظور خودش اثبات می کنیم و میدانیم که چیزی شبیه او نیست و با وجود اینکه تاویل گران را معذور داشته و شکی در اسلام و ایمان آنها به خود راه نمیدهیم ، اما تاویل دست را به قدرت بی مورد می دانیم زیرا آنگاه که الله متعال خطاب به ابلیس گفت : چه چیزی مانع تو شد از اینکه برای کسیکه با دستان خودم خلق کرده ام سجده ببری ؟ اگر هدف خدا قدرت بود می بایست ابلیس بگوید : مرا نیز با قدرت خودت خلق کرده ای !

درس هفتم :

خداوند متعال هر چیزی را در لوح المحفوظ ثبت کرده است و هر آنچه هم که در لوح المحفوظ نوشته است به وقوع می پیوندد و اما اینکه الله متعال افعال بندگانش را بر اساس علم مطلق خود نگاشته است ، موجب بی مسئولیتی بندگان در قبال اعمال خودشان نخواهد شد ، وگرنه مفهومی برای ثواب و عقاب باقی نمی ماند و همچنین ندانسته به خدا نسبت ظلم خواهیم داد که چگونه در برابر اعمالی که خودش بر بندگان خود نوشته است آنان را محاسبه خواهد کرد ؟!

برای تفهیم مسئله مثالی ذکر می کنیم : خداوند فرزندی به تو داده است ، تو وی را تربیت نمودی و تمامی حرکات و سکنات و اخلاق و باورها و علاقمندیها و استعدادات او را زیر نظر داری و آنگاه میگویی : فرزندم دزد خواهد شد ، شاید این پیشگویی تو درست از آب در بیاید و شاید هم اشتباه کرده باشی ، آیا اگر طبق گفته ی تو دزد شود ، تو او را ناچار به دزدی کرده ای ؟ و یا اینکه تو با توجه به معلوماتی که از وی داشته ای تخمین زده ای که او با اختیار خودش راه دزدی را در پیش میگیرد ؟

این هم همانطور است با این تفاوت که علم ما محدود است و علم خداوند مطلق ، آنچه ما بدان پی می بریم گمان است و آنچه خدا میداند علمی یقینیست و مردم حق ندارند برای افعال ناشایست خود قضا و قدر خدا را بهانه کنند و گمان ببرند که در خصوص انجام دادن و یا انجام ندادن کارها کاملا مجبورند و یا اینکه از آزادی مطلق برخوردارند !

سپس ما از مقدرات خدا هیچگونه آگاهی نداریم مگر پس از وقوع آنها ، پس هرگاه کسی قتلی انجام داد و یا دزدی کرد آنرا طبق قدر خداوندی انجام داده اما اجباری در کار نبوده است و گرنه نه دینی باقی می ماند و نه هدفی برای ارسال فرستادگان خدا !

خلاصه اینکه : خدا از بهشتی بودن و جهنمی بودن مردم حتی قبل از خلقت آنها آگاهی دارد ولی پیامبرانش را فرستاده تا اینکه هر کس با اختیار خودش مسیر مقدر شده ی خویش را طی کند !

نویسنده : ادهم شرقاوی
مترجم : امید سلیمانی ــ بانه

از طريق
امید سلیمانی
منبع
http://sozimihrab.org/
نمایش بیشتر

امید سلیمانی

# استان کردستان- بانه @@ فعال دینی و اجتماعی @@ نویسنده و مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا