تاریخ

ابوهُرَیره ، صحابی بزرگوار پیامبر و شُبُهاتی در باره او

گمان ها و شبهه های زیادی ، البته از طرف عده ای ! نسبت به ابوهریره(رض) وارد شده است؛ در اینجا خیلی مختصر سه مورد از این بدگمانی ها را بررسی می کنیم.

(۱) چرا ابو هریره(رض) احادیث زیادی از پیامبر(ص) روایت کرده است؟

جواب این سوال را از شخص ابو هریره جویا می شویم، چون همین سوال را از خودش پرسیده اند.

ابوهریره می گفت: مردم می گویند که ابو هریره احادیث زیادی را روایت می کند، ولی اگر به خاطر دو آیه از قرآن کریم نبود، هیچ حدیثی را روایت نمی کردم. سپس این آیه را خواند:

«إن الذین یکتمون ما أنزلنا من البینات والهدى من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب أولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللاعنون ٭ إلا الذین تابوا وأصلحوا و بینوا فأولئک أتوب علیهم وأنا التواب الرحیم» (البقرە:۱۵۹و۱۶۰)

مهاجرین مشغول کارهای بازار و انصار هم مشغول کارهای شخصی خودشان بودند، ولی أبو هریره دائما همراه پیامبر(صلی الله علیه و سلم) بود. (زمانی که آنان آماده نبودند، او آماده بود. آن مطالبی که آنها حفظ نمی کردند، أبو هریره حفظ می کرد.)

ابو هریره می گفت: ای مردم شما می گویید که من احادیث زیادی روایت می کنم و مهاجرین و انصار آنقدر روایت نمی کنند!

زیرا برادران مهاجرم به کار های بازار و برادان انصار به کار های خود مشغول بودند، اما من یکی از فقرای اهل صفه بودم که مدام همراه پیامبر بودم، زمانی که آنان حضور نداشتند، من آماده بودم؛ زمانی که آنان فکرشان جایی دیگر بود، من به فکر پیامبر(صلی الله علیه و سلم) بودم.

روزی پیامبر(صلی الله علیه و سلم) فرمود: هر کسی لباسش را پهن کند تا اینکه حرف هایم را تمام کنم و بعدا لباسش را جمع کند، این شخص تمام حرف هایی را که می گویم، یاد می گیرد.

من هم عبایی داشتم و آن را پهن کردم تا این که پیامبر حرف هایش را تمام کرد، سپس عبایم را به سینه ام چسپاندم. از این به بعد هیچ کدام از فرمایشات پیامبر را فراموش نکردم.

ابو هریره می گوید، روزی به نبی اکرم(صلی الله علیه و سلم) گفتم: ای پیامبر  خدا(صلی الله علیه و سلم) احادیث زیادی از شما می شنوم، ولی فراموش می کنم، فرمود: «عبایت را پهن کن» من هم اطاعت کردم. دست مبارکش را بر روی آن مالید و فرمود: «عبایت را جمع کن» من هم جمع کردم، از آن پس هیچ یک از فرمایشات پیامبر را فراموش نکردم.

(۲) یکی دیگر از این شبهه هایی که به ابو هریره نسبت داده اند، این است که می گویند او علم را پنهان کرده است و همه اش را آشکار نکرده است. همچنانکه ابوهریره خودش می فرماید: اگر تمام چیزهایی را که می دانم به شما بگویم، مردم می گفتند، ابو هریره عقلش را از دست داده است.

این متن به چند شیوه دیگری هم آمده است. آن مطالبی که ابو هریره پنهان کرده، در رابطه با حلال و حرام نبوده است. بلکه در مورد فتنه و رویدادهای بعد از آن می باشد، یا چیزهایی که در آن زمان وجود نداشتند، لذا می گوید اگر این مطالبی را که پنهان کرده ام، اگر بگویم مردم مرا دیوانه می پندارند. همچنانکه می دانید بعد از این سخن چیزی نگذشت که حسن گفت: بخدا ابوهریره راست می گوید. اگر به ما می گفت: خانه ی خدا را ویران می کنند یا آتش می زنند، مردم باور نمی کردند.

در روایتی دیگر ابو هریره(رضی الله عنه) می فرماید: دو کوزه علم از رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) گرفتم که یکی را در بین مردم انتشار دادم و دیگری را نه؛ چون اگر می گفتم گردنم را قطع می کردند.

ابن کثیر می گوید: کوزه ی علمی را که ابو هریره پنهان کرده بود، در مورد آشوبهایی بوده که روی داده اند و بعدا هم روی می دهند و اگر قبل از روی دادن به مردم گفته می شد، باور نمی کردند.

(۳) گمان دیگری که به ابو هریره نسبت داده اند این است که گفته می شود او در مورد اهل بیت حرف های ضد و نقیض و تحقیر آمیزی زده است.

این هم صحت ندارد و هیچ حدیث صحیحی از ابو هریره در رابطه با اهل بیت به جز وصف و تمجید آنها  روایت نشده است. همانگونه که در چند نمونه از بزرگواری حسن و حسین گفته است.

همچنین از رفتار ایشان در هنگام به خاک سپردن جنازه حسن پسر علی، کاملاً روشن می شود که این شبهه هیچ صحتی ندارد.

*………………………………………..*

۱- صحیح البخاری، الرقم ۱۱۷٫

۲- سیر أعلام النبلاء، ج۲، ص ۵۹۵و صححه الذهبی

۳- صحیح البخاری، الرقم ۱۱۸٫

۴- الطبقات الکبرى لابن سعد، ج۴، ص ۳۳۱٫

۵- الطبقات الکبرى لابن سعد، ج۴، ص ۳۳۱٫

۶- البدایه والنهایه لابن کثیر، ج۸، ص ۱۰۶٫

۷- البدایه والنهایه لابن کثیر، ج۸، ص ۱۰۶٫

نویسنده: م.نەهاد جه‌لال
مترجم: اسماعیل احمد نژاد
منبع: بزاف
ویراستار: حسن زاده

برچسب ها
نمایش بیشتر

اسماعیل احمد نژاد

آذربایجان غربی - سردشت دعوتگر دینی - مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن