اصول

بررسی کلمات «زوج» و «امرأه» در قرآن

در قرآن کریم شاهدیم که زمانی که از آدم و همسرش سخن به میان می آید کلمه ی زوج به کار برده می شود
(‏ وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ‏) بقره/۳۵
«‏ مژده بده به کسانی که ایمان آورده‌اند و کردار نیکو انجام داده‌اند ، این که ایشان را است باغهای ( بهشتی ) که در زیر درختان آن رودها روان است .

هرگاه بعضی از میوه‌های آنها بدیشان عطاء شود ، گویند : پیشتر این نصیبمان گشته بود ، و همسان آن را آورده‌اند . ( چه چنین میوه‌هائی در جنس و شکل یکی بوده ، ولی طعم و مزه جداگانه‌ای دارند ) . و در آنجا همسران پاک و بی‌عیبی داشته و در آنجا جاویدان خواهند ماند . ‏»
(‏ وَیَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ فَکُلاَ مِنْ حَیْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ‏)اعراف/۱۹«‏ ای آدم ! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و در هر کجا که خواستید ( بگردید و از نعمتهای آن ) بخورید ، ولی به این درخت ، نزدیک نشوید ( و از آن نخورید ، که اگر چنین کنید ) از زمره ستمکاران خواهید شد . ‏»
(‏ فَقُلْنَا یَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّکَ وَلِزَوْجِکَ فَلَا یُخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقَى ‏)طه/۱۱۷
«‏ آن وقت گفتیم : ای آدم ! این دشمن تو و همسر تو است ، پس ( بپائید به دام وسوسه خود شما را گرفتار نسازد و ) از بهشت بیرونتان نکند که به رنج و زحمت خواهی افتاد . ‏»
این در حالی است که در مواردی چون همسر عزیز، همسر نوح، همسر لوط و همسر فرعون از واژه امرأه استفاده شده است.
ممکن است آسان به نظر برسد که هر یک از این دو واژه که از واژه های قرآنی اند در جای یکدیگر قرار گیرند و مثلاً به جای «زوج آدم»، «امرأه آدم» و به جای «امرأه عزیز»، «زوج عزیز» گفته شود؛ اما با تأملی بیشتر روشن می شود که بیان اعجاز قرآن چنین چیزی را نمی پذیرد. این بیان قرآن است که راز نهفته در دلالت واژه ی زوج را در اختیارمان می گذارد که چگونه در داستان نخستین زوج انسان ها زوجیت معیار و ملاک رابطه ی میان آدم و همسر اوست، نه آنکه همسر آدم زنی از میان انسان های دیگر باشد، بلکه در این ماجرا وی تنها یک همسر بود، و تنها زوجیت یا همان رابطه ی همسری، و نه چیزی جز آن ملاک رابطه ی آدم با او و راز وجود او بود.
ما به تأمل در سیاق استعمال این دو واژه در قرآن می پردازیم و این تأمل ما را به رازی که در دلالت این دو واژه نهفته است رهنمون می گردد:
واژه ی زوج یا همسر زمانی به کار می رود که مسئله ای زوجیت یا جفت بودن مرد برای زن محور و معیار سخن اصلی آیه است که یا حکمت و آیتی را بیان می دارد و یا در مقام تشریع و تبیین حکمی است.
خداوند درباره ی آیت نهفته در زوجیت یا جفت بودن زن برای مرد می گوید:(‏ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً ‏) روم/ ۲۱«و یکی از نشانه‌های ( دالّ بر قدرت و عظمت ) خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان ( در پرتو جاذبه و کشش قلبی ) بیارامید ، و در میان شما و ایشان مهر و محبّت انداخت ( و هر یک را شیفته و دلباخته دیگری ساخت ، تا با آرامش و آسایش ، مایه شکوفائی و پرورش شخصیّت همدیگر شوید ، و پیوند زندگی انسانها و تعادل جسمانی و روحانی آنها برقرار و محفوظ باشد ) .»
(‏ وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً ‏) فرقان/ ۷۴
«‏ و کسانیند که می‌گویند : پروردگارا ! همسران و فرزندانی به ما عطاء فرما ( که به سبب انجام طاعات و عبادات و دیگر کارهای پسندیده ، مایه سرور ما و ) باعث روشنی چشمانمان گردند ، و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان ( به گونه‌ای که در صالحات و حسنات به ما اقتداء و از ما پیروی نمایند ) . ‏»
مسئله در مورد زوج هایی که در آخرت نیز زوج یکدیگرند نیز چنین است و در آیات زیر به چنین زوج هایی اشاره رفته است:
(‏ وَکُنتُمْ أَزْوَاجاً ثَلَاثَهً ‏) واقعه/ ۷«‏ و شما سه گروه خواهید شد . ‏»
(‏ وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ‏) بقره/ ۲۵
«‏ مژده بده به کسانی که ایمان آورده‌اند و کردار نیکو انجام داده‌اند ، این که ایشان را است باغهای ( بهشتی ) که در زیر درختان آن رودها روان است . هرگاه بعضی از میوه‌های آنها بدیشان عطاء شود ، گویند : پیشتر این نصیبمان گشته بود ، و همسان آن را آورده‌اند . ( چه چنین میوه‌هائی در جنس و شکل یکی بوده ، ولی طعم و مزه جداگانه‌ای دارند ) . و در آنجا همسران پاک و بی‌عیبی داشته و در آنجا جاویدان خواهند ماند . ‏»
(‏ قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ ‏) آل عمران/ ۱۵«‏ بگو : آیا شما را از چیزی با خبر سازم که از این ( چیزهائی که در دیده‌ها آراسته و جلوه داده شده است ) بهتر است‌ ؟ برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند در نزد پروردگارشان باغهائی ( در جهان دیگر ) است که رودخانه‌ها از پای ( درختان ) آنها می‌گذرد ، آنان در آنجاها جاویدانه خواهند بود . ( همچنین ایشان را ) همسران پاکیزه ( از هر پلیدی و نقصی ) و خوشنودی خدا است  و خداوند ( رفتار و کردار ) بندگان را می‌بیند ( و نیّت درونی ایشان را می‌داند ) . ‏»
(‏ وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً لَّهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلاً ‏) نساء/ ۵۷«‏ و امّا کسانی را که ( بدانچه به سویشان آمده است ) ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به باغهائی ( از بهشت برین ) وارد خواهیم ساخت که رودبارها در زیر ( درختان ) آنها جاری است . در آنجاها ( زندگانیشان هرگز پایان نمی‌گیرد و ) جاودانه تا به ابد می‌مانند . در آنجاها همسران پاکیزه‌ای ( و به دور از آلودگیها و عیبها ) دارند . و آنان را ( زندگی پرناز و نعمتی می‌دهیم و ) به سایه ( عزّت و رفاهیّت ) گسترده‌ای داخل می‌گردانیم . ‏»
(‏ هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِکِ مُتَّکِؤُونَ ‏) یس/ ۵۶ «‏ آنان و همسرانشان در زیر سایه‌های پر و فراخ ، بر تختها تکیه زده‌اند . ‏»
اما هر جا آنچه که آیت زوجیت است یعنی آن آرامش و دوستی و مهربانی، به سبب خیانت یا ناسازگاری در عقاید، رخت از میان بربسته باشد، دیگر زوج نیست بلکه امرأه (زن) است. چنانکه می خوانیم: «زن عزیز در پی کامجویی از غلام خویش است» (یوسف/ ۳۱ و یوسف/ ۵۱) «زن نوح و زن لوط که هر دو در نکاح دو تن از بندگان صالح بودند، پس خیانت کردند و آن ها نتوانستند در برابر قهر خداوند زنان خود را سودی بخشند:
(‏ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ کَفَرُوا اِمْرَأَهَ نُوحٍ وَاِمْرَأَهَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ ‏) تحریم/ ۱۰«‏ خداوند از میان کافران ، زن نوح و زن لوط را مثل زده است . آنان در حباله نکاح دو تن از بندگان خوب ما بودند و ( با ساخت و پاخت با قوم خود ، و گزارش اسرار و اخبار بدیشان ) به آن دو خیانت کردند و آن دو نتوانستند در پیشگاه الهی کمترین کاری برای ایشان بکنند و ( آنان را از عذاب خانمانسوز دنیوی ، و سخت کمرشکن اخروی نجات دهند . به هنگام مرگ توسّط فرشتگان بدیشان ) گفته شد : به دوزخ درآئید همراه با همه کسانی که بدان در می‌آیند . ‏
همچنین درباره زن لوط است آیات: عنکبوت/۳۳ ، نمل/۵۷ ، حجر/۶۰ ، ذاریات/۸۱ و اعراف/۸۳ …
همچنین می خوانیم:«زن فرعون»
(‏ وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَهَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ‏)تحریم/۱۱«‏ و خدا از میان مؤمنان ، زن فرعون را مثل زده است . وقتی ( از اوقات ) گفت : پروردگارا ! برای من در بهشت ، نزد خودت خانه‌ای بنا کن ، و مرا از فرعون و کارهایش رهائی‌بخش ، و از این مردمان ستمکاره نجات بده . ‏»
که با ایمان آن زن و کفر فرعون آیت زوج بودن میان آن دو رخت از میان بر بسته بود.
فلسفه ی ازدواج در انسان و در سایر موجودات زنده، اعم از حیوان و گیاه ، استمرار حیات از طریق توالد و تناسل است، و در چنین سیاقی است که کلمه ی زوج، زوجین، ازواج و من ذکر و انثی می آید، از قبیل آیات: نساء/۱، هود/۴۰،شوری/۱۱،یس/۳۶، ذاریات/۴۹، نجم/۴۵،نبأ/۸…
و همچنین: مؤمنون/۲۷، انعام/۱۰۳، زمر/۶، لقمان/۱۰، حج/۵، شعراء/۷، طه/۵۳، ق/۷…
اما زمانی که این فلسفه ی ازدواج در انسان، با مسئله ی چون عقیم شدن یکی از طرفین یا مردن مرد از میان برود، دیگر امرأه است، نه زوج؛ از قبیل آیاتی که از زن ابراهیم و زن عمران سخن می گوید( هود/۷۱، ذاریات/۲۹، آل عمران/۳۵).در آیاتی از قرآن کریم زکریا بر درگاه خداوند سبحان چنین توسل می جوید:
(‏ وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِن وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِراً فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیّاً ‏)مریم/۵
«‏ ( پروردگارا ! ) من از بستگانم بعد از خود بیمناکم ( چرا که در ایشان شایستگی و بایستگی به دست گرفتن کار و بار دین را نمی‌بینم ) و همسرم هم از اوّل نازا بوده است ؛ پس از فضل خویش جانشینی به من ببخش . ‏»
(‏ قَالَ رَبِّ أَنَّىَ یَکُونُ لِی غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِی عَاقِرٌ قَالَ کَذَلِکَ اللّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ‏)آل عمران/۴۰
«‏ ( با رسیدن این مژده ، زکریّا متحیّرانه و مضطربانه کیفیّت وقوع این امر خارق‌العاده را جویا شد و ) گفت : پروردگارا ! چگونه فرزندی مرا خواهد بود ، در حالی که پیری به سراغ من آمده است و همسرم نازا است‌ ؟ ( خداوند توسّط فرشتگان بدو ) فرمود : همین طور است ، خداوند هر کاری را بخواهد انجام می‌دهد . ‏»
بعدها خداوند حاجت او را برآورد و فلسفه ی زوجیت به تحقق پیوست، و اینجاست که آیه می گوید:
(‏ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ یَحْیَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَیَدْعُونَنَا رَغَباً وَرَهَباً وَکَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ ‏)انبیاء/۹۰
«‏ ما دعای او را برآورده ساختیم و ( با وجود کبر سن ، فرزندی به نام ) یحیی را بدو بخشیدیم ، و ( برای حصول این مقصود ) همسر ( نازای ) او را برایش بایسته ( و در خور زاد و ولد ) کردیم ، آنان در انجام کارهای نیک بر یکدیگر سرعت می‌گرفتند ، و در حالی که چیزی می‌خواستند یا از چیزی می‌ترسیدند ما را به فریاد می‌خواندند ، ( و در وقت نیازمندی و بی‌نیازی ، و بیماری و سلامت ، و خوشی و ناخوشی ، رو به آستانه ما می‌کردند و میان خوف و رجا می‌زیستند ) و همواره خاشع و خاضع ما می‌بودند . ‏»
در آیات مربوط به تشریع نیز آن جا که رابطه ی ازدواج و همسری، خواه واقعا” و خواه حکما”، برقرار است واژه زوج یا ازواج آمده و احکام ارث و عده ی زنانی که شوهرانشان مرده اند:
(‏ و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرار می‌گیرند و همسرانی را از خود به جای می‌گذارند ، ( فرمان خدا این است که ) باید برای همسران خود وصیّت کنند که تا یک سال آنان را ( با پرداخت هزینه زندگی ) بهره‌مند سازند ، به شرط این که آنان ( خودشان از خانه شوهر ) بیرون نروند ، پس اگر بیرون روند هر کار پسندیده‌ای که نسبت به خود انجام دهند ( از قبیل ازدواج مجدّد ) گناهی بر شما نیست ، و خداوند توانا و حکیم است . ‏)بقره/۲۴۰
«‏ و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرار می‌گیرند و همسرانی را از خود به جای می‌گذارند ، ( فرمان خدا این است که ) باید برای همسران خود وصیّت کنند که تا یک سال آنان را ( با پرداخت هزینه زندگی ) بهره‌مند سازند ، به شرط این که آنان ( خودشان از خانه شوهر ) بیرون نروند ، پس اگر بیرون روند هر کار پسندیده‌ای که نسبت به خود انجام دهند ( از قبیل ازدواج مجدّد ) گناهی بر شما نیست ، و خداوند توانا و حکیم است . ‏»از این قبیل است.
اما آن چه که رابطه ی زوجیت و همسری با مسایلی چون طلاق یا ایلاء از میان رفته، آن که موضوع احکام تشریعی قرار می گیرد نساء است نه ازواج :طلاق/۱،بقره۲۳۶٫[در رهنمود این برداشت] مقتضای آیه سوره بقره/۲۳۰:(‏ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَن یَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن یُقِیمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللّهِ یُبَیِّنُهَا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ‏)بقره/۲۳۰
‏«‏ پس اگر ( بعد از دو طلاق و رجوع ، بار دیگر باز هم ) او را طلاق داد ، از آن به بعد زن بر او حلال نخواهد بود ، مگر این که با شوهر دیگری ازدواج کند ( و با او آمیزش جنسی نماید و ازدواج واقعی و جدّی صورت گیرد ؛ نه موقّتی و فریبکارانه ) . در این صورت اگر ( شوهر دوم ) او را طلاق داد ، گناهی بر آن دو ( زن و شوهر اوّل ) نخواهد بود که ( به کانون زندگی زناشوئی ) برگردند ( و زن با شوهر اوّل مجدّدا ازدواج نماید ) در صورتی که امیدوار باشند که می‌توانند حدود الهی را ( محترم بشمارند و ) پابرجا دارند . و اینها حدود الهی است که خدا آنها را برای کسانی که آگاهند ( و به شرع اسلام ایمان دارند ) بیان می‌نماید . »‏
این خواهد بود که در ازدواج زنی که به طلاق بائن طلاق داده شده، یا محلل، واقعا” نیز رابطه ی زناشویی و همسری برقرار گردد، نه آن که با اجرای یک عقد ازدواج صوری میان زن و محلل، ازدواج مجدد زن با شوهر نخست خود حلال شود!
در آیات ظهار ١نیز مشاهده می کنیم زن مسلمانی درباره ی همسر خود جدل و از او شکایت می کند که با وجود پیوند همسری با او ظهار می نماید٢. اما حکم ظهار درباره مردانی نازل می شود که در برابر نساء خود ظهار می کنند، از این نظر که با ظهار آثار پیوند زناشویی را از میان برده اند.
_______________________
منبع: اعجاز بیانی قرآن / نویسنده:دکتر عایشه عبدالرحمن بنت الشاطی / ترجمه: حسین صابری / انتشارات: علمی فرهنگی-۱۳۷۶
نویسنده:دکتر عایشه عبدالرحمن بنت الشاطی / ترجمه: حسین صابری
________________________________________
١ ظهار در جاهلیت نوعی طلاق بود و موجب حرمت ابدی می گردید. اسلام حکم آن را تغییر داد و آن را موجب تحریم زن ظهار شده بر مرد و نیز وجوب کفاره برای برگشتن مرد به زن دانست. صیغه ی ظهار آن است که مرد به زن خود بگوید:«تو برای من مانند پشت مادرم هستی»
٢ در اینجا بدین جهت که از جانب زن آثار پیوند زناشویی نفی نشده، زن با واژه ی زوج از مرد خود یاد می کند، و در مقابل چون مرد جوهره ی زناشویی را گسسته و از میان برده ، با واژه ی نساء یا زن از همسر وی یاد شده است.
نوگرا

برچسب ها
نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن