شخصیت ها

ماموستا سید مسعود هاشمی

ماموستا سید مسعود هاشمی

ماموستا سید مسعود هاشمی (ر.ح) پسر حاجی شیخ محمود هاشمی بود. این بزرگ مرد عالم و دانا در روز ششم بهمن سال ۱۳۱۵ هجری در روستای (تم تم)  از توابع روانسر و در خانواده‌ای مذهبی و دانا بدنیا آمد، ریشه سیدهای تم تم به رگ و ریشه سیدهای کانی سۆله‌ی قه‌ره‌داغ در کردستان عراق بر می‌گردد و از زنجیره برزنجی می باشند و در ایران هم به این اسم مشهور و شناخته شدند.

ماموستا سید مسعود هاشمی خواندن درسهای اولیه قرآن پیروز را در روستای تم‌تم و در نزد پدرش شروع کرد، در سال ۱۳۲۸ هجری برای یادگیری علوم دینی به حجره دولت‌آباد در روانسر که جایگاه ماموستایان عالم و دانا و طلبه‌های نابغه بود، رفته و صرف و نحو و کتابهای آن زمان را خواند، این طلبه عالم و دانا در هنگام خواندن هر علمی، کتابی با شعر عربی در مورد علمی که آن را خوانده و به خوبی یاد گرفته می نوشته است. همچنین تعدادی از سوره‌های کوچک قرآن کریم را هم بصورت شعر کردی ترجمه و به رشته تحریر در آورده است.

این بزرگ مرد به خاطر هوش و علاقه زیادش به درس نمی توانست به تدریس بعضی از استادانش قناعت کند و بخواهد که ادامه درس را در کنار آنها بخواند(یعنی از تدریس آنها راضی نبود)، به همین خاطر تصمیم گرفت که به دنبال استاد یا ماموستای بگردد که بتواند او را به قناعت برساند و جواب سوالاتش را بگیرد. در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به کردستان عراق رفت و به مدت ۵ سال در سلیمانیه، کرکوک و حلبجه ماند و از علم و دانش ماموستایان بزرگ و مشهور آنجا بهره مند شد.

در سال ۱۳۳۵ هجری شمسی، به ایران برگشت و در شهر سنندج در مسجد تووبا خانم سکونت گزید، و در کلاسهای درس ماموستای دانا و بلند پایه ماموستا ملا حصام الدین مجتهدی شرکت کرد و علم بسیاری آموخت و بعد از مدتی از شهر سنندج دل کَند و به حجره های سقز و مهاباد و نقده و پسوه رفت و بعد از آموختن دانش و علم و عرفان در نزد ماموستایان بزرگ، به مریوان رفت و در روستای بالیکدا، در خدمت ماموستای بسیار دانا و بی نظیر(که خدا از او زاضی باشد) ملا باقر بالک، ماند و استفاده زیادی از علم و فتوا و اجتها در نزد ایشان برد.

بعد از اینکه در سال ۱۳۴۴ هجری شمسی، از طرف آموزش و پرورش اجازه نامه فتوا و اجتهاد را دریافت کرد، به تم تم برگشت به این امید که به آرزوی درونی و قلبی‌اش که ساختن یک مدرسه دینی و داشتن چند طلبه زیرک و علاقمند به علم و دانش و عرفان است برسد و آنها را از دریای علم و دانش و عرفان سیراب کند.

اما بخاطر تنگدستی خود و مردم روستا و کم رنگ شدن درس ماموستایتی، هرگز به آرزویش نرسید و همه آنها را به گور برد. بله این بزرگ مرد دانا تا سال ۱۳۴۷ هجری شمسی در روستای تم‌تم بدون هیچ کار و شغلی و با دلی پر از غم و اندوه ماند و به ناچار در این سال برای اینکه از بی کاری و سرگردانی رها شود و بتواند تکه نانی بدست بیاورد و با آن زندگی بگذراند و محتاج کسی نباشد، و بر عکس کاری که دلش می خواست دفتردار ثبت شهر کنگاوه از توابع کرمانشاه شد و به آنجا رفت با اینکه از لحاظ مالی وضعش خوب بود اما هیچ وقت از ته دل به این کار راضی نبود، همیشه به من می گفت  آرزو دارم که بعد از اتمام دوره سردفتری یک مدرسه دینی بسازم و به تدریس که حرفه خودم است مشغول شوم، اما متأسفانه اجل مهلت نداد و در روز ۲۱ ماه اردیبهشت و در سال ۱۳۶۴ هجری شمسی، و در سن کمتر از پنجاه سالگی در مسیر کرمانشاه کنگاوه بر اثر تصادف جانش را از دست داد، امیدوارم که روح پاکش با روح شهدا حشر شود و به بهشت بزرگ و پهناور شاد شود. آمین

این مرد دانا و بزرگ بسیار انسان متدین و پرهیزکاری بود، از کودکی تا هنگام مرگش هیچ کاری خلاف دستورات خداوند و پیامبرش انجام نداده است. این ماموستای بزرگ بسیار خوش صحبت و خوش صدا و مجلس گرم و خوش سرود و مهمان نواز و دست و دل باز بود.

از بهترین و مهمترین آثارش عبارتند از:

۱-(قره العین) به شیعری کوردی له فیقهی مه‌زهه‌بی ئیمامیشافعی دا رحمه الله

۲- هه‌ژده میلیارد مانا له (الحمدلله) به شیعری کوردی.

۳- (کشف العلائق بین الخلائق) به په‌خشانی فارسی.

۴- شه‌رحی «مقولات عشر» به شیعری عه‌ره‌بی.

۵- «تعدیل المیزان» له عیلمی به ‌لا‌غه‌دا، به شیعری عه‌ره‌بی.

۶- «کتاب غرّه» له عیلمی به‌ما‌غه‌دا، به شیعری عه‌ره‌بی.

۷- «الفیّه مسعودیّه»مه عیلمی نه‌حوودا، به شیعری عه‌ره‌بی، وه ما سه‌ر وه‌زن و ئاهه‌نگی «الفیه ابن مالک» که زور جوان و ىه‌وان و شیرینه و دل‌ی هه‌ر خوێ نەرێکی به زەوق و شارەزا لەو عیلمه دا، بەرەو لای خۆیرادە کێشێ.

٨- «کتاب بدر المطالب» له عیلمی سەرف و خەتدا، به شیعری عەرەبی و حەفت سەد بەیته.

٩- تەفسیری بڕێ له سوورە ته چکۆله کانی قورئانی پیرۆز، به شێعری کوردی.

١٠- کتێبی نوێژ وڕۆژوو، به شێعری کوردی.

١١- شەرحی(تەهزیب) به شێعری کوردی.

١٢- مەنزوومەی ئافەرین پاره، به شێعری کوردی.

١٣- کتێبی ڕاپەرین، به شێعری کوردی.

١۴- نامیلکه یەک له عیلمی کەلام و حیکمەتدا، به پەخشانی فارسی.

اگر ما بتوانیم همه شعرها و نوشته های ماموستا( که خدا از او راضی باشد) جمع آوری کنیم بدون شک چندین کتاب مفید و سودمندی بدست می آید، متأسفانه تا حالا از این همه آثار مهم تنها کتاب (ڕاپەرین) به چاپ رسیده و بقیه اش در طاقچه ها و صندوقچه ها رویشان پر از گرد و غبار شده است.

مبالغه نکردم اگر بگویم که قصیده و غزلهای ماموستا، به پای قصیده ها و غزلهای ماموستای علم و عرفان ماموستا مولوی رسیده یا روشنتر بگویم براستی ماموستا سید مسعود هاشمی، به مانند مولوی بوده است، این ادعا زمانی مشخص و آشکار می شود که همه آثارش به چاپ برسد و بر دیدگان انسانهای دانا و اهل علم و عرفان برسد. به امید چنین روزی.

نویسنده: سید باقر هاشمی – کرمانشاه

ترجمه : ناهید ایران   

از طريق
ناهید ایران
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

ناهید ایرانی

استان آذربایجان غربی - مهاباد مترجم فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن