شخصیت هاگفتگو

مصاحبه اختصاصی سوزی میحراب با ماموستا خلیل تیباش

مصاحبه اختصاصی سوزی میحراب با ماموستا خلیل تیباش

مقدمه:

در هر جامعه ای انسان های بزرگی وجود دارند که زینت بخش آن هستند، کسانی که با ارائه خدمات ماندگار، وفاداری خود را به مردمان و جامعه خویش ثابت کرده اند.
در برخی جوامع نسبت به این انسان های بزرگ با احترام و تجلیل رفتار می شود، ولی متاسفانه در کشورهای جهان سوم و اسلامی غالباً نه تنها خبری از این بزرگداشت ها و تقدیر ها نیست بلکه گاها در حق آنان اجحاف هم می شود!
یکی از این اقشار تاثیرگذار، علما و دعوتگران هستند که این روزها بیش از هر زمان دیگری غریب و تنها به نظر می رسند!

عالمان بزرگی با کوله باری از خدمت و تدریس و افتا در کردستان را سراغ داریم که در حیات و مماتشان کسی از آنان تجلیل نکرده و نامی از آنها برده نمی شود….علما و دعوتگرانی که تمام عمر خود را وقف مسجد و حجره و دعوت کرده اند و متاسفانه بی تظمی و یا خودسانسوری باعث شده که زمانی را برای نوشتن خاطرات و بیوگرافی خود اختصاص ندهند و به همین خاطر است که نسل امروز چیزی درباره خدمات و زحمات و سابقه درخشان آنان نمی داند….

ناگفته نماند که بخشی از این تقصیر به این عالمان برمی گردد و بخشی نیز به فرزندانشان و بالاخره بخش دیگر نیز به اصحاب رسانه که آنگونه که شایسته است برای معرفی آنان گام بر نداشته است…

چندی پیش در نشستی که توسط نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت استان آذربایجان غربی در ارومیه  تشکیل شد و چند تن از مدیران سوزی میحراب نیز به این نشست دعوت شده بودند با یکی از مهمانان خوشنام این نشست جناب ماموستا خلیل تیباش که برای نخستین بار به خدمتشان می رسیدیم تماس گرفته و از ایشان خواستیم که مصاحبه و گفت و گویی با ایشان ترتیب دهیم که نامبرده با طیب خاطر این پیشنهاد را با طیب خاطر پذیرفتند.

ماموستا تیباش یکی از معدود دعوتگرانی است که در منطقه های ارومیه و ترگور و مرگور خدمات فراوانی را ارائه داده و زحمات فراوانی کشیده است در این گفتگو بر آنیم که گوشه ای از این تاریخ را که او ساخته است برای نسل حاضر و آیندگان بازگو کنیم..
امیدواریم مصاحبه پیشرو در این زمینه مفید واقع گردد.

سپاسگزار برادر گرامی استاد خالد ایوبی نیا هستیم که زحمت ترتیب دادن گفتگو را تقبل کردند.

ســــۆزی میــــحڕاب

*******************************************************************************

سلام علیکم خدمت شما استاد گرامی عرض سلام و احترام دارم

ســــۆزی میــــحڕاب ۱- اگر چه شخصیت شما برای بیشتر ما شخصیت شناخته شده است ولی شناختن بزرگان از زبان خودشان چیز دیگریست بنابراین ممنون می شوم خودتان را معرفی بفرمایید(تولد،ازدواج،تعداد فرزندان،محل سکونت، شغل).

خلیل تیباش: بسمه تعالی الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی رسولنا و مقتدانا و قائدنا محمد و علی آله و اصحابه و اتباعه الی یوم القیامة. اینجانب خلیل تیباش، مشهور به بیناری در سال 1337 هجری شمسی در روستای بیراسپ منطقه مرگور در خانواده ای روحانی و مذهبی چشم به دنیا گشودم. اکنون در سن 64 سالگی، متأهل و دارای سه فرزند پسر می باشم و در شهرک زیوه ی منطقه مرگور ساکن هستم. بعد از سال ها خدمت در قالب ماموستایی در چندین روستای منطقه سرو و مرگور، به خاطر بیماری ها و کهولت سن در خانه ی شخصی مشغول مطالعه و گذراندن زندگی هستم و در این مقطع و فرصت پیش آمده به نوشتن و تحقیق نیز می پردازم.

ســــۆزی میــــحڕاب ۲-استاد گرامی لطفاً از دوران طلبگی تان برای ما توضیح بفرمایید که کجا و نزد چه اساتیدی و چند سال درس خوانده اید؟ آیا خارج از کشور هم درس خوانده اید؟

خلیل تیباش: دوران طلبگی دورانی بسیار مهم و سرنوشت ساز برای من بود؛ در سن دو سالگی از مهر و محبت پدرم به نام «ملا عبدالله بیناری» محروم ماندم تا دوران ده و دوازده سالگی در خدمت عموها و دایی هایم بودم و فصل بهار عموها مرا به چوپانی می فرستادند و بعد از آن که فهمیدم یک سری کتاب های کهنه خیلی قدیمی در دیکور کتاب ها هستند، به من گفتند که پدرت یک عالم و مدرس و امام جمعه و جماعت بوده است؛ من هم گفتم تنها فرزندش هستم باید نگذارم کتاب هایش بی صاحب بمانند؛ لذا در سال 1351 هجری شمسی راهی حجره های طلبگی کردستان شدم و در روستایی به نام «دزگر» در خدمت ماموستا «محمد نوزاد» که در مقطع متوسطه علوم طلبگی در نزد استاد محترم «استاد صالح شمس دربند» تحصیل می کرد، شروع به تحصیل علوم دینی نمودم. بعد از آن سه سال در خدمت یکی از دایی هایم به نام «ملا موسی عبدالله زادهی فرد»، که آن هم در دوران تحصیلش بود تلمّذ کردم. از کتاب های مقدماتی صرف و نحو تا مقطع جامی و سیوطی در خدمت ایشان خواندم و بعد از آن مدتی در خدمت استاد بزرگوار «ماموستا عبدالکریم عبدالله زادهی فرد» و چندین اساتید دیگر هم ادامه تحصیل دادم تا سال 1357 در خدمت استاد بزرگوار «ماموستا رشید برهانی» مفتخر به دریافت اجازه نامه ی افتا و تدریس شدم. جمعاً به مدت شش سال تمام علوم متداولی را که علمای دینی در مناطق کردستان می خوانند به پایان رساندم. لازم به ذکر است تمام این علوم را در داخل کشور و در حضور اساتیدی که نام بردم تحصیل کرده ام و برای تحصیل علوم دینی به خارج از کشور سفر نکرده ام.

ســــۆزی میــــحڕاب۳- بفرمایید که علاوه بر حوزه، تحصیلات و مدرک دانشگاهی هم دارید یا خیر؟

خلیل تیباش:متأسفانه در دوران شروع به تحصیل در مناطق ما چیزی به نام مدرسه دولتی وجود نداشت تا زمانی که به کتاب صمدیه رسیدم، آن وقت سرباز معلمانی را به مناطق کردستان می فرستادند که به آنان سپاه دانش گفته می شد، آن وقت هم زمان و فرصت اینکه بتوانم در آن مدارس ثبت نام کنم، سپری شده بود. در دوران طلبگی و فرا گرفتن حروف عربی و فارسی از طریق نامه نویسی و نوشتن کلمات با استفاده از حروفی که یاد گرفته بودم، خواندن و نوشتن فارسی را نیز یاد گرفتم. لذا از ابتدا، از تحصیل در مدارس دولتی محروم ماندم و بعد از پایان تحصیلات حوزوی نیز به خاطر نبودن امکانات و نبود مرکزی برای تعیین سطح معلومات و نداشتن مدارک رسمی نتوانستم در مقاطع دانشگاهی ثبت نام کنم و از تجربیات دانشگاه نیز برخوردار شوم.

ســــۆزی میــــحڕاب۴-آیا علاقه به علوم دینی در خانواده تان نیز ریشه دوانیده است؟ بدون تعارف بگویید چرا اغلب قریب به اتفاق فرزندان ماموستایان از راه و روشی که پدرانشان داشته و دارند خجالت می کشند و طلبه نمی شوند؟

خلیل تیباش: بنده بعد از پایان تحصیلات علوم دینی و بعد از چندین سال مسافرت خارجی و برگشتِ دوباره به کشور در سن سی و دو سالگی ازدواج کردم. ثمره این ازدواج چهار پسر به نام های عبدالمتین، عبدالمؤمن، فاتح و مادح بود که عبدالمؤمن در سن کودکی فوت کرد، اما سه پسر دیگر را از همان اوان کودکی به مدارس دولتی فرستادم و مشغول به تحصیل شدند. بنده به عنوان یک روحانی علاقه داشتم که فرزندانم علوم دینی را همزمان با علوم آکادیمی و دانشگاهی فرا گیرند ولی متأسفانه خودشان نسبت به فراگیری علوم دینی علاقه نشان ندادند و تحصیل در مدارس و دانشگاه های دولتی را ترجیح دادند! اما بنده از تعلیم اصول اولیه دین به آنان غفلت نورزیده و آن را نادیده نگرفته ام، چون لازم است هر فرد مسلمانی این اصول اولیه و روخوانی قرآن را به فرزندانش در سن قبل از بلوغ آموزش دهد و آنان را با اصول اولیه دین آشنا سازد و لذا از هفت سالگی اصول و فروع مقدماتی دین و روخوانی قرآن را به آنان آموزش داده ام.

اکنون عبدالمتین دانشجوی سال سوم پزشکی است،فاتح از دانشگاه شهید بهشتی تهران فارغ التحصیل شده و اکنون در ارومیه مطب بینایی سنجی دارد. مادح هم کوچک ترین فرزند خانه است در مقطع دیپلم تحصیل می کند.
عدم پایبندی بعضی از ماموستایان به اصول و اخلاق ماموستایی و اظهار عدم رضایت از زندگی و کارشان در حضور فرزندانشان یکی از اسباب برای علاقه نشان ندادن فرزندانشان به تحصیل علوم دینی می باشد. با تجربه ثابت شده است ماموستایانی که پایبند به اصول و اخلاق هستند و خالصانه برای رضای خداوند تلاش می کنند اگر چه فرزندانشان موفق به ادامه ی راهشان نشده باشند و در سنین جوانی به اهمیت آن پی نبرده باشند اما بعد از سپری شدن دوره و زمان آن و از دست دادن فرصت تحصیل در این مسیر، حسرت آن را می خورند و به نام و آوازه ی پدرشان افتخار می کنند.

ســــۆزی میــــحڕاب ۵- امروزه اغلب ماموستایان ما در شبکه های اجتماعی( واتساپ، اینستاگرام،تلگرام و فیس بوک) حضور دارند و به تبلیغ دین می پردازند، معایب و محاسن این حضور مجازی را در چه می بینید؟ آیا این کار را گامی به سوی «به روز شدن» ماموستایان به حساب نمی آورید؟

خلیل تیباش: من فضای مجازی را فرصتی برای اساتید محترم می دانم همچنان که دشمنان دین از این فضا استفاده می کنند و تلاش می کنند باطل خود را بر حق غالب و پیروز گردانند اما خوشبختانه اساتید بزرگواری هستند و در مقابله به مثل آنان را دعوت به دین و شریعت مقدس اسلام می کنند، این بهترین فرصت برای داعیان دین می باشد که از این فضا نهایت استفاده را ببرند. من شخصا از واتساپ و یوتیوپ استفاده می کنم و اکنون یک وبلاک هم دارم که مقالاتی را که نوشته ام در آن بارگزاری شده است. به نظر اینجانب استفاده از این فضا برای ماموستایان یک فرصت طلایی می باشد و انتظار دارم که ارتباط مستقیم با سایت های علمای جهان هم داشته باشند.

ســــۆزی میــــحڕاب ۶- همچنانکه استحضار دارید در گذشته پدران و پدربزرگان فرزندانشان را جهت تحصیل علوم دینی روانه حجره می کردند ولی امروز از چنین پدرانی خبری نیست جنابعالی دلایل عدم رغبت جوانان و نوجوانان نسبت به دروس دینی و طلبگی را چگونه بیان می کنید؟

خلیل تیباش: شرایط زندگی ماموستاها از نظر اقتصادی و وابستگی آنان به مردم از نظر اقتصادی و پایین تر بودن سطح زندگی رفاهی ماموستایان و تفاوت آن با زندگی مردم یکی از اسباب عدم رغبت فرزندان ماموستایان به علوم دینی می باشد. یکی دیگر هم اینکه شغل ماموستایی به صورت وسیله ای برای امرار معاش در آمده و بعضی از ماموستایان احساس مسئولیت ندارند.

ســــۆزی میــــحڕاب ۷- شیرین ترین خاطره شما در طول دوران خدمت مه لایه تی را می شنویم.

خلیل تیباش: در دوران مه لایه تی اولین خاطره خوشم این بود که بعد از چندین سال قطع رابطه با کتاب، تحقیقات و مطالعات، یک کتابفروشی باز کردم و به افکاری که دلخواهم بود مانند کتابهای شهید حسن البنا، محمد قطب و …. علاقه ی بیشتری به شغل مه لا یه تی پیدا کردم و بعد از آن عملا اقدام به پیدا کردن روستایی برای خدمت به دین نمودم و در یکی از روستاهای منطقه کردستان به نام کَلاسی مشغول فعالیت دینی و تدریس علوم طلبگی شدم و چندین نفر از این طلبه ها اکنون ماموستایان با نامی هستند که در خدمت بنده تحصیل کردند، از جمله ماموستا حسین تیباش، ماموستا محمد حسین پور، ماموستا عبدالوهاب جگری و…

ســــۆزی میــــحڕاب ۸- ماموستایان کوردستان امروزه از چه مشکلاتی رنج می برند، در کل وضع مالی و مادی اشان چگونه است ؟

خلیل تیباش: بیشتر از نبودن فضای آزاد و بدون دغدغه برای تبلیغ و پیشرفت دین، وابستگی به مردم، نبودن حقوق کافی، نبودن سنی برای بازنشستگی .

ســــۆزی میــــحڕاب ۹-اگر از شما بخواهیم سه شخصیت تاثیرگذار در زندگی و در دوران تحصیلتان را به ما معرفی کنید، آن ها کدامند؟

خلیل تیباش: اولین تأثیر گذار بر من «ماموستا موسی عبدالله زاده فرد»، دایی اینجانب که به رحمت خداوند نایل شده است، «ماموستا احمد اشنوی» امام جمعه وقت روستای شیرکان و رقابت بین رفقا در دوران تحصیل .

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۰- تلخ ترین خاطره شما در طول تدریس و خدمت دینی تان را می شنویم.

خلیل تیباش: تلخ ترین خاطره این بود که برای مدت زیادی بعد از پایان تحصیل و دریافت اجازه نامه، از فعالیت و خدمت به دین در قالب امام جمعه و جماعت و مطالعه، تحقیق و تدریس فاصله گرفتم و در خارج از کشور بسر می بردم اما دوباره لطف خداوند شامل حالم آمد و به این فعالیت ها روی آوردم و در یک روستا به عنوان امام جمعه و جماعت تعیین گردیدم و به مطالعه، تحقیق و تدریس پرداختم.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۱- استاد عزیز آیا تاکنون کتابی، رساله ای به رشته تحریر درآورده اید؟ آیا ذوق شعر هم دارید ؟ به نظر شما چرا به طور عام تالیف و ترجمه در بین علما ضعیف است؟

خلیل تیباش: بله تابحال دو کتاب به نام های «ازدواج موفق و پایدار» و «اسلام و اعترافات دانشمندان هستی شناس» نوشته ام که این دو کتاب به زیور چاپ آراسته شده اند، و دو کتاب دیگر ترجمه کرده ام به نام ها «قدر و قضا»، تألیف ماموستای علی باپیر و کتاب: «کیف تکون اسعد الناس فی العالم» تألیف ماموستا ابوبکر فتاح که هنوز چاپ نشده اند و کتاب دیگری نیز به نام «یک کتاب حول محور یک آیه کوتاه» اشاره به آیه 21 سوره الذاریات (و فی انفسکم افلا تبصرون) است که در دست تایپ و آماده سازی می باشد.
این جانب ذوق شعر ندارم، علاقه دارم ولی ذوق آن را ندارم.

به نظر بنده بیشتر علما اعتماد به نفس ندارند، مشکلات زندگی و خانواده یکی دیگر از موانع است. مانع دیگر عبارت است از: نداشتن سواد کافی فارسی و دانشگاهی و یکی دیگر نیز اینکه هر یکی از علما در جنبه مخصوصی از دین تخصص و علاقه دارند.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۲- عده کثیری از ماموستایان از مساجد خالی و عدم مشارکت جوانان در نماز جماعت گلایه دارند، ریشه مشکل کجاست؟ چرا در گذشته همه اقشار با ماموستا در ارتباط بودند؟

خلیل تیباش: تبلیغات زیاد علیه دین در فضای مجازی، 2- نفوذ دشمنان اسلام در چاپ کردن و نشر کتاب های ضداسلامی3- عدم مطالعه امامان جمعه و جماعت و خطبه های تکراری و عدم سخنرانی در خصوص مسائل بروز 4- عدم حضور و عدم پایبندی ماموستایان به نمازهای جماعت، حتی بعضی از ماموستایان دیده می شوند که اگر مسئولیت پیشنمازی را نداشته باشند به راحتی از کنار مساجد می گذرند و حتی صدای اذان هم به گوششان می رسد اما با مساجد رفت و آمد ندارند و در نمازهای جماعت شرکت نمی کنند.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۳- استاد گرامی، با علما و ماموستایان منطقه و پیرامون ارتباط و تماس دارید یا خیر؟ گویا ماموستایان ارتباطشان با همدیگر ضعیف است، چرا؟

خلیل تیباش: اینجانب با همه ی علمای منطقه ارتباط حضوری دارم و در کلاس ها و جلسات علمای منطقه حضور دارم. ضعف ارتباط ماموستایان با یکدیگر به علت داشتن سوء ظن به یکدیگر و نپذیرفتن دیدگاهای متفاوت یکدیگر سبب ارتباط نداشتن آنان با یکدیگر است و استفاده بعضی از ماموستایان از احادیث ضعیف و غریب در راستای تأیید نظراتشان سبب می شود از دیگران کناره گیری کنند و خود را برحق و آنان را بر باطل بدانند.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۴- متاسفانه در برخی مناطق و از جمله منطقه شما شاهد اختلاف مذموم در بین علما هستیم، این همه حسادت و تدابر چرا؟

خلیل تیباش: مستر همفر جاسوس انگلیس در صد سال پیش کتابی را از وزارت مستعمره ی انگلیس گرفته و طرح های ضعیف نمودن اسلام را در آن کتاب مطالعه کرده و اعتراف نموده که ما در یک قرن پیش فعالیت و تلاش شدیدی داشتیم تا احادیث ضعیف و موضوع را نوشته و با آن در بین علما اختلاف بیندازیم، تعصب زیاد بعضی از علما نسبت به بعضی کتاب ها و علمای قدیم سبب دیگری از این اسباب می باشد.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۵-آیا با توجه به اینکه حجره های علوم دینی آنچنانی وجود ندارد و اغلب علمای طراز اول نیز پا به سن گذاشته اند و یا دار فانی را وداع گفته اند نسبت به آینده علما و دین داری احساس خطر نمی کنید؟ راه حل چیست و چه باید کرد؟

خلیل تیباش: بله؛ احساس خطر می نمایم چون (موت العالم موت العالم) اما امیدوارم کسانی که نسبت به دین مقدس اسلام دلسوز هستند اعم از سرمایه داران و خیرین، مدارس علوم دینی را دایر کنند و علما نیز مردم را تشویق به فراگیری علوم دینی کنند تا این خلأ را پر نماییم.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۶- گویا در حجره های علوم دینی کوردستان گاهی طلبه هایی تندرو و افراطی فارغ التحصیل می شوند و از این جهت است که مردم بدان توجه و عنایت نمی کنند، آیا این ادعا را قبول دارید؟

خلیل تیباش: بنده چندین مقاله در زمینه ی اینکه اصلا افراط و تندروی به نفع اسلام و مسلمانان نیست بلکه به نفع دشمنان اسلام است، نوشته ام. افراط و تندروی باعث بدبینی علما و مردم نسبت به یکدیگر و بوجود آمدن احزاب افراطی و تندرو امثال داعش و … می شود.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۷- اخیراً شاهد اختلافات علمای منطقه در حوزه های مختلف از جمله اعلام رمضان و شوال و قربان، مقدار فطریه و …. هستیم، آیا این گونه اختلافات را طبیعی و رحمت می دانید یا غیر طبیعی و نقمت؟

خلیل تیباش: خیر، این گونه اختلافات نقمت و غیر طبیعی است و باید برطرف شود. همزمان بودن شروع و پایان رمضان در همه مناطق سبب اتحاد و یک پارچگی خواهد شد. خداوند می فرماید: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً» [النساء/59] پس اگر در هنگام بروز اختلافات به قرآن و سنت مراجعه کنیم، همه اختلافات برطرف خواهد شد.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۸- به طور عام دین داری در کوردستان را چگونه ارزیابی می کنید آیا همچنان می توان ادعا کرد بیش از نود و پنج درصد کوردها مسلمانند؟

خلیل تیباش: دین داری در همه عصر و زمان ها، نوساناتی داشته است، اما طبق وعده ی خداوند، دین همیشه پیروز خواهد بود، مطابق حدیث صحیح خداوند انسان های با ایمانی را در هر قرنی خواهد فرستاد تا دین را تجدید کنند.

ســــۆزی میــــحڕاب ۱۹- علت و یا علل فاصله گرفتن مردم با علما و مسجد و خدا و اسلام را در چه می دانید؟ چرا جوانان برای یافتن پاسخ سؤالات دینی شان کمتر به ماموستایان مراجعه می کنند؟ با این مساجد خلوت چه می توان کرد؟

خلیل تیباش: یکی از اعترافات مستر همفر این است که از طرف دشنمان اسلام تبلیغ می شود که فلان روحانی منافق است و نباید پشت سر او نماز خواند و بد بین کردن مردم نسبت به امام جمعه ها و جماعت کار دشمن است و سبب دوری مردم از مسجد و علما می شود.

ســــۆزی میــــحڕاب ۲۰- واپسین سخن و توصیه اتان را با گوش جان می شنویم

خلیل تیباش: زمانی که ما طلبه بودیم، ماموستاهای دینی با همه گرایش ها و افکار با هم رفت و آمد داشتند و به یکدیگر احترام قائل بودند و نسبت به بزرگ ترها با احترام رفتار می کردند و بزرگ ترها را هر چند که کم سواد و مخالف افکارشان بودند، استاد صدا می کردند. امیدوارم که در این دوره نیز علما حضورا با یکدیگر ملاقات داشته باشند و به سخن یکدیگر گوش دهند و نه اینکه پشت سر یکدیگر غیبت کنند و یا از بلند گوهای مساجد به نفع افکار خود و تبلیغ علیه دیگران استفاده کنند و دیگران را متهم به افکار افراطی و مخالفت با مذهب کنند.

ســــۆزی میــــحڕاب: ممنون از اینکه وقت گرانبهایتان را در اختیار ما گذاشته و با حوصله به سؤالات ما پاسخ گفتید.

خلیل تیباش: درود بر شما ، امیدوارم موفق و سربلند باشید

مصاحبه کننده: خالد ایوبی نیا

نمایش بیشتر

خالد ایوبی نیا

استان آذربایجان غربی - ارومیه مترجم - نویسنده فعال دینی و حافظ قرآن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا